Skip to main content

جامع جعفرى ( فارسى ) — Page 431

Contributors:

P.431
اولياى حضرت خانيت كه به جهت تماشا در بالاى برج دروازهء مهريجرد رحل سكون افكنده داشتند به گوش دليران جلادت كيش مىرسد كه به لفظ مبارك اعلان مىفرمايند كه بىتلعثم و درنگ روانهء شهر گرديد و زايد بر اين توقف جايز نداريد . زيرا كه از اردوى علينقى خان فوجى كثير و جمّى غفير به معاونت و امداد مستحفظان سنگرها متوجه گرديده اينك رحل ورود خواهند گشود . لاجرم دليران زورآزما بعد از تخليهء چندين سنگر و انتزاع از يد تصرف لشكريان علينقى خانى برحسب حكم قضا بسطت قدر آيت از درب دروازهء شاهى كه بيرون شده بودند درون شهر مىگردند . چون دست قضا كرتهء زرين آفتاب از اندام شاهد آسمان خلع مىنمايد و زمان آن مىرسد كه پيكر فلك طرح مؤانست با كسوت عباسيان افكند علينقى خان بعد از آنكه در روز شرايط استعداد مراجعت را كما هو حقه به تقديم مىرساند ، در شب بدون وقوع حالت منتظره بر يكران گريز سوار و هم تك صرصر سالك طريق فرار مى گردد و عنان توسن تخويد و ركاب شبديز تعجيل را تا وصول به شيراز كشيده نمىدارد و سبك نمىنمايد . از ثقات روات به درجهء روايت رسيده است كه در تصاريف اوقاتى كه علينقى خان شرايط محاصرت قلعهء شهر را به تقديم مىرسانيد معدودى از لشكريانش خود را به باغستان قريهء ابرندآباد از قراء حومهء شهر افكنده دست بىحسابى بر حاصل و اشجار رعايا دراز كرده چون سيب باغ رفاه مردم يزد را به دست بيداد رئيس خود چيده ديدند به مقتضاى مفهوم ، بيت [ 145 ر ]
جامع جعفرى ( فارسى ) — Page 431 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى