تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
وقت خود را صرف دعاى فيروزى [ 42 ر ] اسلام نمايند ، و السلام . چون نامهء همايون در محضر آن جناب افتتاح يافت و از مهر مدلولاتش انوار وقوف بر توقف عفو جرايم مقصرين ترشيز به ضمانت آن باريافته مقام قرب الهى حصول اجور جزيلهء اخروى را به جهت سركار اقدس پادشاهى بر ساحت ضمير منير آن جناب تافت در دم وثيقه نگاشته انفاد حضور همايون داشتند و به آن وسيله امناى شوكت بهيه را به احكام مبانى عفو مقصرين ترشيز گماشتند . پس حكم همايون شرف نفاذ يافت تا اين فقرات را در شيوهء مناجات به بشارت عفو مجرمين ترشيز جناب معتمد الدولة العلية ميرزا عبد الوهاب منشى الممالك به انشا رسانيده روانهء خدمت آن جناب دارند ، و هى هذه . زهى خداوند توانا كه ناتوان بنده را رتبت گيتى خدائى دادى و به كار خويش فرومانده‌اى را قدرت فرمانروايى . بىهيچ طاعتى جهانم در قيد اطاعت آوردى و بىهيچ خدمتى هرگونه نعمتم ميسر كردى . زهى خجلت كه شبى بر آستان طاعت سر نسودم و از كرم روزافزونت آستانم مطاع سلاطين است ، و به راستى پشت عبادتى خم ننمودم و روى زمينم در زير نگين . اگر بر سروران جهانم چيره‌دستى است ، « ما كان الا بقوتك . » اگر بازوى نيرويم قوى است ، « لا حول و لا قوة الا بك » . كوكب عيشم را سعادت دادى و در كوكبهء عيشم نصرت نهادى . كف انعامم بر دوستان بازداشتى و دست انتقامم بر دشمنان دراز كردى . زمانى زيانى و دمى غمى نديدم . نفسى بىنيل هوس نكشيدم .