باب مىنويسد :
و اگر در مجارى نگارش حكايات سيمين ساق شاهد عبارتم را از خلخال كنايات و استعارات بيانيه و محسنات لفظيه و معنويهء بديعيه عاطل نگرند عذرم پذيرفته راه انديشهء باطل نسپرند و با خود نگويند همانا راهش عجز مشاطهء طبع مؤلف از آرايش عرايس عبارتسرائى و وجهش قصور باغبان خاطر محررست از پيرايش حدايق معنىآرائى .
همه دانند كه تا عندليب خامهام به آواز صرير بر شاخسار تحرير نغمه سراست هزاردستان گلشن فصاحت را همگى گوش بر آواست و زاغان بستان بيان را نه مجال افغان و غوغاست . . .
گواه مقالم همين بس كه عنفوان جوانى هنوز بسن چهارده كه مقدمهء عهد بلوغ است پا نگذاشته . . . به جهت آزمايش طبع بسوق و سبك تاريخ تجزية الامصار كه در السنه و افواه به تاريخ وصاف اشتهار دارد نسخهاى كه مطرح انظار خواص است تأليف نمودهام . . . « 1 »
خاندان مؤلف و شرححال او
نام مؤلف جامع جعفرى ، چنان كه خود مصرّحا مىنويسد محمد جعفرست و متخلص به طرب و از اهل نائين « 2 » .
پدرش محمد حسين نام داشت و در سلك منشيان و از خاندان شهداديان نائين بود . « 3 » عمويش ، ميرزا محمد منشىباشى ، نيز در همين رسته منسلك و از منشيان نامآور عصر خويش بوده است . هماكنون
هامش
( 1 ) - جامع جعفرى ، ص 237
( 2 ) - جامع جعفرى ، ص - ضمنا در مقدمهء « لب لباب » از تأليفات خود مىگويد ابن الحاج محمد حسين النائينى محمد جعفر المنشى المتخلص بالطرب الاصفهانى » .
البته خوانندگان اين طرب را با دو طرب اصفهانى يكى از خاندان هماى شيرازى يعنى پدر آقاى جلال همائى و ديگرى آقا محمد على طرب اصفهانى خلط نمىكنند ( فرهنگ سخنوران و نيز مقدمهء جلال همايى بر ديوان طرب ، ص 235 - 236 )
( 3 ) - جامع جعفرى ، ص 135 . براى تفصيل اين خاندان كه به هفت سلسله تقسيم شدهاند به « انساب خاندانهاى مردم نائين » ( ص 31 مقدمه مراجعه شود ) .