فصل چهارم در معرفت زمينها و شهرها و ولايت و قصبات [ و ] بعضى آبها و بعضى جزاير و مردم آنجا
به موجبى كه در مقدّمه تقديم يافت ، ممالك هندوستان به نه قسم كردهاند ، و زعم اهل هند [ آنست كه هرقسمى از اين ] نهگانه از ملك ايران زمين بزرگتر است ، و در ميان سه اقاليم افتاده ؛ غربى آن از اقاليم سوم است ، و شرقى آن از اقليم اوّل ، و شنشترى [ از ممالك هند در اقليم ] دوم افتاده ، و واسطهء ملك هندوستان مددش « 1 » خوانند ، يعنى واسطة الممالك ؛ و اهل فرس آن را قنوج « 2 » گويند ، و اين نام جهت مكان است از براى آنكه [ او در ميان بحور ] و جبال و حرور و صرود و حدّ شرقى و مغربى افتاده است ؛ و دار الملك پادشاهان معظّم و جبابره و نمارده و فراعنهء هند است و زمين سند بر غربى آن افتاده ، و از زمين نيمروز « 3 » يعنى ديار سجستان « 4 » و ديار ايران « 5 » متوجّه هندوستان شدن ممر بر زمين كابل « 6 » افتد .
و شهر كنوج « 7 » بر غربى آب گنگ « 8 » افتاده است ، هرچند بغايت معظّم بوده اكنون بيشترى از آن خراب و معطّل است به سبب زوال مقرّ ملك از او ؛ و دار الملك اكنون شهربارى « 9 » است كه در جانب شرقى گنگ افتاده است ، و مسافت ميان هردو
[ 332 r ]
سه روزه راه باشد .
و ممالك قنوج مشهور به اولاد و اعقاب پاندواست « 10 » همچنانكه مدينهء
هامش
( 1 ) .madhyadesa ( madaks )( 2 ) .kanaug( 3 ) .nimruz( 4 ) .sigistan( 5 ) .iran( 6 ) .kaebul( 7 ) .kanaug( 8 ) .gange( 9 ) .bari( 10 ) .pandava