قسم اوّل [ و آن ده فصل است ] [ در معرفت حساب قرون و ادوار ، و استبانت جترحوك و كلپ . . . ]
در معرفت حساب قرون و ادوار ، و استبانت جترحوك « 1 » و كلپ « 2 » ، و كميّت مساحت زمين عموما ، و اعداد كوهها و رودها و شهرها و قرى و ضياع ، و جزاير زمين هند خصوصا ، و آن ده فصل است :
فصل اوّل در استبانت ادوار و قرون و جتركلپ و [ جتر ] حوك و غير آن ،
اعتقاد ساير اهل بلاد هند و كشمير و زمرهء ختاى « 3 » آنست كه عالم قديم است و بر آغاز و انجام آفرينش كسى را آگاهى نيست ، بلكه موجودات علوى و سفلى سايهء آفريدگاراند تعالى و تقدّس ؛ و انفكاك ذات از سايه و سايه از ذات محال است ؛ و با وجود كفر و شرك متّفقاند بر آنكه اللّه سبحانه و تعالى يكى است كه ابتدا و انتها ندارد ؛ قادر مختار مريد افعال خود ، الحكيم الحىّ المحيى المدبّر المبقى الفرد فى ملكوته عن الاضداد و الانداد ، پاك و بىمثل و بى مانند ؛ نه او به چيزى ماننده و نه چيزى به دو شبيه ، و نه شئاى بر او سابق .
و چندان پادشاهان و پيغامبران و هنروران بودهاند كه اعداد افراد ايشان در حدّ و حصر نيايد ؛ و امتداد قرون و ادوار زيادت از آن است كه به تقرير و تحرير نهايتپذير شود ، به موجب اين بيت :
[ 328 v ]
يكى روزگار از درازى كه هست * همى بگسلاند سخن را ز دست
و ايّام زمان را به چهار قسم غير متساوى [ تصوّر ] كردهاند ، و هريك را به نامى اختصاص داده ، و ابتدا از دور نخستين نهاده ، باتّفاق همه انبيا و حكما و
هامش
( 1 ) .Caturyuga( 2 ) .Kalpa( 3 ) .H ? it i