تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ افرنج و پايان قياصره ) ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
واسطهء اعتبار اثر در مؤثّر عيسى ع را ابن گويند ؛ و مراد از اب و ابن و روح القدس كه ابتداى كلام و تسميه و سكّهء زر ايشان مىباشد اين هر سه است كه ياد كرده شد . و حكما و متكلّمان نصارى مىگويند كه موجود يا محسوس باشد يا معقول ؛ و معقول آنست كه به ادراك ظاهر مدرك نشود ؛ و ثانى را نصارى الهه گويند ، چنان كه در توريت و زبور آمده است كه إله الالهه . پس موجود معقول را اگر تعلّق به جسمانيّات باشد ، نفس گويند ، و اگر متعلّق نباشد مطلقا يا واجب بود يا ممكن ؛ و ايشان ممكن العقل را روح القدس خوانند ، و واجب را كه علّة العلل است و اشرف العلل [ و ] محتاج اليه‌تر پدر است ، بدان سبب او را تعالى و تقدّس پدر خوانند ؛ و نفس را براى آن فرزند مىخوانند كه قابل اثر واجب الوجود است ؛ و روح القدس منزّه است از آلات در تحصيل كمال خود تعالى اللّه عمّا يقول الظالمون علوّا كبيرا . اين كلمات از تقرير روات اين تاريخ ايراد كرده شد ، و العهدة
[ 297 r - 4 ]
على الرّاوى ، و يقين كه بزرگانى كه مطالعهء اين تاريخ كنند ، اگر سخنى را مخالف معقول يابند ، آن را بر ضعف معتقد مورّخ حمل نكنند چه نظر او بر تزييف مذهبى و ترجيح ملّتى نيست ؛ و او را حكايت هر طايفه [ 1 - 413 ] به حسب روايت ايشان نقل بايد كرد نه بر وفق معتقد خود ، لاجرم از طعن طاعن و وقيعت معترض ايمن باشد ، و حوالت مطاعن اين طايفه . و راوى به روايت حكايت كافر نشود ، و بارى تعالى حكايات نمرود « 1 » و فرعون « 2 » و ديگر كفّار در قرآن « 3 » مجيد بر سبيل اخبار و قصص فرموده است ، و السّلام .
هامش
( 1 ) .Nimrud( 2 ) .Fir`aun( 3 ) .Kur'an
جامع التواريخ ( تاريخ افرنج و پايان قياصره ) ( فارسى ) — صفحة 40 | محمد روشن / رشيد الدين فضل الله همدانى