خون برآمدن ، 47
خويش ، 21 ، 59 ، 119
خويشان ، 31
خويشتن ، 92 ، 95
خيرات ، 87
خيرى ، 80
خيمه ، 75
« د » داخل ، 39
دادخواه ، 51
دادن دختر ، 34
دار البوار ، 22
دار القرار ، 22
دار الملك ، 43 ، 44 ، 51
دار بقا ، 22 ، 56
دار دنيا ، 58
دار عقبى ، 58
دار فنا ، 22 ، 56
داشتن راى و تدبير ، 80
داماد ، 58 ، 63 ، 108
دانايان ، 19
دانستن ، 54
دانستن زبان و خط و حساب ، 54
دانه ، 47 ، 53
دايما ، 51
دختر ، 22 ، 59 ، 72
دختر به پسر دادن ، 53
دختر . . . خواستن ، 72
دختر عم ، 32
دختر مهتر ، 34
دخول ، 22 ، 63
در ، 22 ، 84
در آسايش بودن ، 75
درآمدن ، 25 ، 26
درآوردن ، 25
دراز عمر ، 47
درجه ، 53
در حال ، 32
در حركت آمدن ، 85
در حق ، 62 ، 93
درخت انجير ، 22
درخت انگور ، 26
درخت بزرگ ، 66
درخت زيتون ، 54
درخت ميوه ، 47
در رسيدن ، 21
درز ، 84
در زندان كردن ، 117
در زير گرفتن . . . آدمى ، 118
در غار نشستن ، 97
درفشيدن آتش ، 53
در قلم آمدن ، 18 ، 122
درگذشتن ، 86
درگذشتن كس ، 51
در گور نهادن ، 72
در گوش گفتن ، 74
درم ، 28 ، 97
دروازهها ، 86
در وجود آمدن ، 22 ، 37 ، 55
در وجود آمدن توأم ، 22
در وجود آمدن كبيره ، 107
درها باز شدن ، 110
دريا ، 42 ، 52 ، 111
دريابار ، 48
دست ، 22 ، 33 ، 74
دست رسيدن ، 77
دست و پاى ، 37
دشت ، 118
دشمن ، 80 ، 83
دشمنان ، 31 ، 66 ، 67
دعا ، 31
دعا كردن ، 32 ، 33 ، 70
دعاى بد كردن ، 76
دعا خواندن ، 56
دعوت ، 39
دعوت كردن ، 58
دعوى كردن ، 80
دفع ، 95
دفع شدن ، 111
دفع كردن ، 61
دفن كردن ، 110
دگر ، 22
دلاور ، 33 ، 47 ، 50
دم ، 109
دنيا ، 109
دوازده ، 34
دور ، 56 ، 80 ، 96
دور با كس افتادن ، 83
دوزخ ، 22 ، 118
دوست ، 33 ، 50 ، 80
دوست داشتن ، 33
دوستر ، 33
دوستى ، 52 ، 108
دو قسم شدن ، 119
دولت ، 19
دويم ، 42
دهليز ، 41
جامع التواريخ ( تاريخ افرنج و پايان قياصره ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: محمد روشن
ص١٦٧