خود را بياورد . چون اغوز « 1 » را بديد و اغوز او را بديد اوغوز [ در حقّ او ] نوازش و سيورغاميشى بيش از حدّ و اندازه فرمود ، و سمرقند « 2 » را به اقطاع « 3 » به او داد تا آنجا از سر فراغت به آسايش روزگار مىگذارد ، و قراسولك « 4 » [ را ] اميرى بزرگ گردانيد و تشريف و كمر و جامه و مال فراوان داد ، و اين كارها تمامت در ميان طوى بزرگ بود .
و اوغوز هم در آن مقام و يورت اصلى خود فرو آمد ؛ و گفتهاند كه يك هزار سال عمر او برآمد ، و ديگر به لشكر برنشست . امّا مىگويند كه يك نوبت ديگر قيلبراق « 5 » ياغى شد و مال نمىداد ، قوم قپچاق « 6 » را آنجا فرستاد و فرمود تا در كنار اتيل « 7 » و تلمان پيش بنشيند و يورت ايشان باشد و مال اندر مربعى ( ؟ ) جهت تغار « 8 » و علوفهء ايشان معيّن كرد تا خود تصرّف مىكنند [ و ] در وجه معاش [ مىدهند ] ، و اموال ولايت قيلبراق و دربند و آن حدود را حاصل مىكنند و به خزانه مىفرستند ، و بدين سبب قپچاقان آنجا بماندند و مقام ساختند ، و آن ولايت بر ايشان مقرّر شد ، و اغوز بعد از مدّت عمر يك هزار سال وفات كرد .
هامش
( 1 ) .Oguz( 2 ) .Samarqand( 3 ) .Ikt( 4 ) .Qar Suluk( 5 ) .Qil Baraq( 6 ) .Q . Pg [ c ] q( 7 ) .Itil( 8 ) .Tag r