خاك بيارند و آنجا پشتهاى سازند ؛ و اوّل خود يك دامن خاك بياورد و بريخت ، و چون بنفس خود خاك بريخت ، تمامت لشكر هر يك دامنى خاك بياوردند و بريختند . پشتهاى بزرگ شد ، نام آن پشته آدربايگان « 1 » ، و معنى آدر « 2 » به تركى بلند باشد ؛ و معنى بايگان « 3 » جاى توانگران و محتشمان ، و آن را بدان مشهور كرد و اكنون آذربيجان « 4 » مىگويند بدان سبب است .
و در آن تابستان اغوز « 5 » به الاتاق « 6 » ييلاق كرد ، و از آنجا ايلچيان به جانب بغداد « 7 » و گرجستان « 8 » و ديار بكر « 9 » و رقّه « 10 » فرستاد و پيغام داد كه آنجا خواهم آمد ، تا ايشان را معلوم باشد ، و چه جواب خواهند دادن . اگر چنان كه سر آن دارند كه ايل گردند و مال خزانه بر خود گيرند كه سال به سال مىفرستند تا لشكر آنجا نكشد ؛ و اگر جوابى كه موافق راى اغوز باشد نگويند ، ترتيب كار ايشان پيش گيرد و متوجّه ايشان گردد .
و چون ايلچيان را به اين اطراف [ فرستاد ] زمستان به جانب ارّان « 11 » و موغان « 12 » آمد ، و ميانكر « 13 » و ارس « 14 » جهت يورت و مقام اختيار كرد ، و زمستان آنجا بود و تمامت مردم آن ديار را ايل كرد ، و هر كس كه مطيع نشد تمامت را غارت كرد ، و چون روى بهار درآمد ، ايلچيان كه به رسالت به ملوك و سلاطين ولايات فرستاده بود مراجعت كردند . جماعتى كه به جانب ديار بكر و رقّه و بغداد رفته بودند ، چون ملوك و اكابر آن ديار را به سبب آنكه اغوز به جانب ارّان درآمده بود ظنّ آن برده بودند كه مراجعت كرده است جهت كارى صعب كه پيش آمده است ، ايلچيان را جواب داده بودند كه وقتى كه اغوز برسد اگر جنگ كنيم و اگر صلح ، آن وقت جواب گوييم . و ايلچيان
هامش
( 1 ) .Adarb yg n( 2 ) .Adar( 3 ) .B yg n( 4 ) .Adarb yg n( 5 ) .Oguz( 6 ) .l t q( 7 ) .Bagd d( 8 ) .Gurgist n( 9 ) .Diy r - Bakr( 10 ) .Raqqa( 11 ) .Arr n( 12 ) .Mug n( 13 ) .Kura( 14 ) .Aras