بهار درآمدن ، 51
بهار شدن ، 26
بهارگاه ، 18
به از آن بودن ، 32
به از اين ، 67
به استحقاق ، 82
به استقبال بيرون آمدن ، 40
به اسيرى بردن ، 92
به اصطلاح ، 1
به اقامت رسانيدن ، 20
به اقامت رسانيدن شرايط . . . ، 29
به ايلى درآمدن ، 11 ، 30
به پادشاهى برداشتن ، 91
به پادشاهى برداشتن كس ، 77
به پسر دادن ، 48
بهتان ، 86
بهتان سگاليدن ، 86
بهتان نهادن ، 82
به تعجيل تمام ، 81 ، 84
به تعجيل راندن ، 89
به جاى آوردن ، 36
به جنگ انجاميدن ، 30
به خصومت انجاميدن ، 73
به خواب ديدن ، 2 ، 89
به خواب مستى ، 78
به خواب مستى خفتن ، 78
به خوارى ، 82
به زبان آمدن ، 80
به زبان گفتن ، 80
به زيان آمدن ، 80
به سخن خود رسيدن ، 70
به سر بردن ، 42
به سمع رسيدن ، 72
به شرط و بسط رفتن ، 93
به شفاعت برخاستن ، 21
به شكار برنشستن ، 84
به شكار رفتن ، 53 ، 68 ، 78
به صحرا كشيدن ، 44
به طاعت درآمدن ، 29 ، 30
به عزا آمدن مردم ، 67
به غارت بردن ، 21
به غارت و تاراج دادن ، 18
به فال نيكو گرفتن ، 94
به قرار بازآمدن ، 76
به كار آمدن ، 11
به كار آمدن زندگانى ، 85
به كراهيت ، 84
به گوش آمدن آواز ، 71
به ميان درآمدن ، 71
به نفس خود ، 70
به واسطه ، 48
به وجود آمدن ، 67
جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: محمد روشن
ص١٤١