متّصل بود از حدود نيمروز .
دوم جانب جنوب ، مبدأ آن از عراق و بابل و كوفه تا اقصاى حجاز و بوادى زمين يمن و آنچه مجاور آنست .
جانب سوم ، از بدايت دياربكر و ديار ربيعه و شام تا غايت مغرب .
جانب چهارم ، از ساحل درياى مشرق بصره و عمّان و بحرين تا سند و هند و نهايت صين و آنچه بدان پيوسته است . و به هرجهتى و ناحيتى ، داعيان خوشلهجهء نيكو عبارت مليح بلاغت شيرين فصاحت خردمند بيدار هشيار نصب كردند ؛ و فصول عهود و مواثيق ، مفاوضه و تلقين [ كردند و فرمود ] ، تا در صيانت نفس و طهارت بدن و پاكدامنى و خوشخلقى و چربزبانى و نيكوعشرتى ، يد بيضا و دم مسيحا نمايند ، و بيان سخنها و تلقين كلام مناسب ، موافق مدعوّ [ مرغوب ] تقرير كنند .
از دعات به جانب عراق زيد اهوازى [ را ] فرستادند ، و به بحرين و بلاد يمن ابو سعيد الجنّابى ، و او به شهر قطيف اقامت نمود ، و ابو زكرياى اصفهانى را از قبيلهء بنى كلاب در دعوت آورد ، و به مساعدت و مرافدت ايشان [ شهر ] هجر و لحساء و تمامت بلاد سواحل عمّان و بحرين بصره بگرفت ؛ و او معاصر خليفه معتضد عبّاسى بود . و در اوّل سنهء ستّ و ثمانين و مأتين داعيان را به زمين عراق فرستاد [ چون ] معتضد درگذشت ، كار جنّابى بالا گرفت ، و عاقبت در شهور سنهء احدى و ثلث مايه در حمّام به قتل آمد . ابو طاهر پسرش قايممقام او شد .
و به زمان جعفر صادق عليه السّلام ابو الخطّاب دعوى الهيّت جعفر كرد .
صادق در حق او فرمود : « ملعون هو و اصحابه » .
و از جمله داعيان ، يكى ميمون قدّاح بود ؛ و پسرش عبد اللّه بن ميمون كه ايشان را از علماء و اكابر آن طايفه شمرند .
و از راويان اخبار و ناقلان آثار مروى است كه جعفر صادق را عليه السّلام
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 8
مساهمون: محمد روشن
ص٨