روانه كردن ، 64 ، 185
روانه گردانيدن ، 50
روايت ، 2
روح آدمى ، 16
روزباز ، 131
روزبهروز ، 178
روز عرض ، 110
روز عيد ، 49
روزگار ، 151 ، 182
روزگار گذاشتن ، 108
روز مصاف ، 174
روز نحر ، 43 ، 44
روزهاى بار ، 170
روستا ، 17
روستايى ، 111
روشن ، 175
روشن شدن چشمها ، 39
روشن شدن صدق از كذب ، 24
روشن گشتن ، 66
روندگان ، 190
روى باز كرده ، 82
روى بر خاك ماليدن ، 55
روى به اندراس نهادن ، 177
روى به . . . نهادن ، 184 ، 185
روى . . . پنهان كردن ، 145
روى گشاده ، 82
روى . . . نهادن ، 177
روى نهادن به بندگى ، 185
رها شدن باد ، 96
رها شدن ضرطه ، 96
رهايى يافتن ، 169
ريختن در قالب ، 160
ريخته شدن خونها ، 150
ريسيدن ( رشتن ) دوك ، 123
ريو ، 6
ز
زاجر ديدن ، 177
زاد ، 179
زادن ، 163
زاد و آلات حرب ، 108
زارى ، 61
زانو زده ، 188
زاهدهء عابدهء صالحه ، 173
زايران ، 69
زبده و نقاوه ، 76
زبون ، 7 ، 29
زبيب ، 55
زجر ، 171
زحل ، 66
زخم ، 10 ، 180
زخم رسيدن ، 114
زخم زدن ، 180
زدن بر ، 35
زدن بر بنه ، 30
زدن كسان را ، 70
زدن كس را و كسان را ، 68
زدن همه را ، 90
زر ، 42
زراعتها ، 104
زر خريده ، 117
زرد ، 161
زر سرخ ، 169 ، 178
زر گداخته ، 41
زره ، 78
زعارت ، 178
زعم ، 14 ، 126
زلّات ، 95
زلزله ، 64
زلل ، 3
زمان ، 2 ، 7
زمان دولت ، 2
زمرّد رمّانى ، 95
زمره ، 137 ، 147
زمرهء بنى آدم ، 1
زمن معلول ، 10
زمين ، 149
زمين درشت ، 122