بنا فرمودن ، 39 ، 41
بنا كردن ، 151
بنا . . . نهادن ، 3
بنا نهاده ، 115
بند كردن ، 53
بندگان ، 169
بندگى ، 45 ، 175 ، 187
بنفس خود ، 185
بنفسه ، 162
بنوا ، 159
بنوّت ، 163
بنه ، 30 ، 34 ، 155
بنى آدم ، 1 ، 2
بنياد كردن قلعه ، 122
بنياد نهادن ، 173
بنيادهاى پسنديده ، 177
بنيان مرصّص ، 188
بوّابان ، 55
بوادى زمين ، 8
بوار ، 109
بواطن ، 15
بوسيدن . . . خاك ، 58
به آب رسيدن ، 118
بها ، 118
به اتّفاق ، 131 ، 182
به اتمام پيوستن ، 1
به اختتام پيوستن ، 2
بهار ، 123
به ارادت ، 159
به اشارت ، 146
بهانهء دروغ ، 6
به پاى داشتن نماز ، 5
بهتر ، 33
به تطويل انجاميدن ، 13
به تنگ آمدن ، 110
به جانودل آزرده ، 111
به جايى افتادن ، 104
به خلوت ، 168
به خون پدر ، 181
به دروغ كردن ، 140
به دست ، 132
به دست آوردن كس را ، 103
به دست داشتن ، 151
به دست فروگرفتن ، 120
به دست كس افتادن ، 103
به ذات خود ، 10
به راه افگنده ، 94
به روى درآمدن اسپ ، 73
به زبان گفتن ، 103
به زه كردن كمان بيان ، 17
به زير آوردن ، 124
به زينهار آمدن ، 189
به ستوه آمدن ، 93
به ستوه شدن ، 83
به سرّ ، 83
به سر برآمدن پيمانه ، 191
بهشت ، 149 ، 150
بهشت گر زمان ، 150
بهشت و دوزخ ، 98 ، 164
به شركت ، 147
به شيب آمدن ، 187
به شيب آوردن ، 187
به قتل آمدن ، 51
به قتل شدن ، 113
به كار داشتن حكم ، 165
به كارد فروگرفتن ، 61
به گردن بودن خون كس ، 82
به لقا . . . پيوستن ، 62
به مثابت ، 54
به مشام . . . رسيدن ، 165
به مقدّمى . . . فرستادن ، 154
به منافرت . . . كشيدن ، 94
به نفاذ پيوستن ، 153
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: محمد روشن
ص٢٩٦