و حاكم هر ملكي را كه مسخر من شد حكومت آن ولايت را باز بوي ارزاني داشتم و ويرا بقيد احسان درآورده مطيع و منقاد خود ساختم و هركه به من درنيآمد ويرا بكردار وي كرفتار كردانيدم و حاكم عادل و عاقل و عامل برايشان تعين نمودم
و امر كردم كه دزدان و قطاع الطريق هر ملك را بياسا رسانند و مفسدان و اشرار و بدنفسان را از ملك اخراج نمايند و هرزهكاران را در شهر و ملك نكذارند
و كوتوالي بهر شهر و قصبه تعين كنند كه نكاهبان رعيت و سپاه باشد و انچه از هركس بدزدي رود در عهدهء كوتوال باشد
و امر نمودم كه بر سر راهها ضابطان تعين نمايند كه حارث و پاسپان راهها بوده اموال و اسباب و امتعه مترددين تجار و مسافران را منزل به منزل برسانند و اكر فوتي و فرو كذاشتي در آن بشود از عهدهء جواب آن برآيند
تزوكات تيمورى ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: ابو طالب حسينى تربتى
ص٣٤٦