دار الملك خراسان سلطان غياث الدين آمده مملكت خراسان را با خزاين و دفاين پيشكش كرد
و در هر ملكي كه الحاد و زندقه بسيار شود و اهل آن ديار از سپاه و رعيت بطوايف متنوعه متفرق شوند زوال آن مملكت نزديك رسيده باشد جهان ستان را است كه بر آن مملكت تركتاز آورد چنانچه من ممالك عراق عجم و فارس را از وجود ملاعين ملاحده پاك ساختم و ملوك طوايف را بر انداختم و بندهاي خدا را از ظلم ايشان كه هريك در ناحيه علم سلطنت برافراخته بودند نجات دادم
و در هر ملكي كه عقايد اهالي آن ملك از عقايد خاندان حضرت سيد المرسلين صلوات الله عليه تغير يابد سلاطين را واجب است كه آن ولايت را مسخر كردانند و اهالي آن ملك را از اعتقاد بد ايشان باز آورند چنانچه من بمملكت شام درآمده جماعت كه بد اعتقاد بودند ايشانرا بسزا رسانيدم
و چون شروع در ملك كيري كردم چهار امر را پيش نهاد خاطر خود ساختم
اول در امور ملك كيري تدبير و كنكاش درست به كار بردم
تزوكات تيمورى ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: ابو طالب حسينى تربتى
ص٣٣٤