و اكر وزيري و نوكري از روي راي و تدبير با دشمن رابطه آشنايي درست سازد و درين لباس خواهد كه كار صاحب خود را ساخته كردند ويرا عاقلترين دوستان و چاكران بايد دانست و ليكن نوكري كه بدشمن بسازد و با صاحب خود نفاق ورزد اين چنين نوكري را به دشمن ارزاني دارند
و اكر نوكري شمشير زند و غنيم را شكست دهد سخن ارباب غرض را در حق وي نشنوند و كار ويرا پوشيده ندارند و يك كار ويرا به ده باز نمايند و بر مرتبهاش بيفزايند تا ديكر نوكرانرا رغبت جان فشاني بهم رسد
و هر فوجي و هر اميري كه روي از راه مرافقت و موافقت بركرداند و به غنيم پيوند ايشانرا در يورت اورن ندهند چنانچه سرداران لشكركش از من روكردان شده بامير حاجي برلاس پيوستند و من بعد بر ايشان اعتماد نكردم
و هر نوكري را كه حاكم ملكي كرداند و وي از روي بيوفاي به غنيم سازش نموده ملك را بدشمن بدهد ويرا از قيد حيات برآورند و نوكر ملكدار بمراتب ارجمند بلند مرتبه كردانند
تزوكات تيمورى ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: ابو طالب حسينى تربتى
ص٣٢٠