تزوك مرتبه امارت و ايالت
امر نمودم كه به سيصد و سيزده مرد كه نوكران خاص الخاص من بودند امارت بدهند و اين مردم بودند كه باصالت و نجابت و عقل و كياست و تهور و شجاعت و تدبير و حزم و احتياط و دور بيني و عاقبت انديشي موصوف بودند
و از براي هريك كوتل * تعين كردم اكر يكي از ايشان را موت و فوت پيش آيد آن كوتل جانشين وي باشد و آن كوتل را منتظر الامارت نام نهادم
و اين سيصد و سيزده امير من صاحبان عقل و هوش و بزم و رزم وصف آراي و لشكر شكني بودند
و بتجربه من رسيده كه لايق امارت و ايالت مردي تواند بود كه رموز جنك و شيوه شكست دادن غنيم را دريابد و وقت جنك دل از دست ندهد و دست و پا كم نكند و افواج را كار بفرمايد و اكر در صفوف لشكر رخنه بظهور رسد آن رخنه را تواند بربست