كه سلطان محمود و ملوخان با پنجاه هزار سوار و پياده و يك صد و بيست زنچير فيل قلعه دهلي را استحكام داده به قصد جنك من درآمد
و بخاطرم خطور كرد كه اكر بكرفتن قلعه دهلي مقيد شوم مبادا كار بدور و دراز بكشد
با خود كنكاش كردم كه خود را زبون نمودار كردانم تا آنكه غنيم دلير شود بجنك صف مبادرت نمايد
و از اين جهت در دور لشكر خندق كندم و ميان خندق خود را استوار ساختم و فوجي را باستقبال ايشان فرستادم و امر كردم كه خود را زبون و ترسان نمودار ساخته غنيم را دلير سازند
و چون غنيم خود را غالب يافت خيره شده در ميدان آمده با افواج قاهره روبرو شدند و سلطان محمود حاكم دهلي بجنك مبادرت نمود و شكست يافت و به طرف كوهستان بكريخت و غنايم و اموال بيقياس از نقود و اجناس نصيب سپاهيان من شد
و در ميان يك سال دار الملك هند را مسخر ساختم و در اواخر سنه مذكور بدار السلطنت سمرقند معاودت نمودم
تزوكات تيمورى ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: ابو طالب حسينى تربتى
ص١٣٨