احوال شجاعت و معاش سلطان احمد والي بغداد و لشكر ويرا معلوم نمايد
و ايلچي به بغداد رفته به من عرضه داشت نمود كه سلطان احمد پارچه كوشتي است و دو چشم دارد
من تكيه بر تاييد ايزدي نموده ايلغار كردم و خود را باستعجال به بغداد رسانيدم و سلطان احمد جلاير قرار بر فرار داده و به طرف كربلا كريخت و دار الاسلام بغداد مسخر من كشت
كنكاشي كه در استيصال تقتمش خان كردم اين بود
كه چون الوس جوجي خان را بغارت داده و هزيمت يافته بود در وقت فرصت لشكرهاي كران از راه دربند و شيروان بر ولايت اذربايجان فرستاد و آغاز فتنه و فساد كرد و من چون عراقين را مسخر ساخته بودم در استيصال وي چنين كنكاش كردم كه با لشكرهاي فراوان از راه دربند بدشت قپچاق درآيم
و عرض لشكر خود را ملاحظه نمودم لشكرهاي من تا چهار فرسنك راه يسال بسته ايستاده بودند شكر آلهي بجاي آوردم
تزوكات تيمورى ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: ابو طالب حسينى تربتى
ص١٢٦