چنانچه چند روز بآش يلماق * و كوشت شكار و تخم مرغان صحرايء اوقات ميكذرانيدند تا آنكه تقتمش خان احوال لشكر مرا شنيده فرصت يافت و با لشكري پيشتر از مور و ملخ آمده به من روبرو شد
و لشكريان من بسيار كرسنه بودند و لشكر تقتمش خان آسوده و سرداران و امراي من دل نهاده جنك نميشدند تا آنكه فرزندان و نباير آمده زانو زدند و اختيار جانسپاري نمودند
و درين وقت علمدار تقتمش خان به من سازش كرد و كنكاش چنين يافتم كه جنك بيندازم و در هنكام مقابله هر دو صف علمدار وي علم ويرا نكونسار سازد
تزوكات تيمورى ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: ابو طالب حسينى تربتى
ص١٢٢