و امير بايزيد جلاير كه ولايت خجند را متصرف بود بوي نصيحت كردم اما دروي اثر نكرد تا آنكه مردم الوس وي بروي خروج كرده و كرفتار ساخته نزد من آوردند و من ويرا بنواختم و شرمنده ساختم
و ايلچي بوغا سلدوز در بلخ علم سلطنت برافراخته بود و امير حسين كه طلب تختكاه جد خود را امير قرغن مينمود بوي درانداختم
و محمد خواجه ايردي كه از اويماق تايمن بود ولايت شير غانات را متصرف شده علم مخالفت من برافراخته بود و ديكر ولايت بوي دادم و وي را نوكر خود ساختم
و شهان بدخشان كه ولايت بدخشانات را متصرف شده رايت مخالفت من برافراخته بودند با هريك از ايشان سازكاري كردم تا بيكديكر در افتادند و به من رجوع آوردند
و كىخسرو و الجايتو بردي ولايت ختلان و ارهنك را متصرف شده بودند و به كى خسرو مدد فرستادم تا رفته ولايت الجايتو بردي را متصرف شد و الجايتو به من پناه آورد
( * )
تزوكات تيمورى ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: ابو طالب حسينى تربتى
ص٩٠