جهت مصلحت سال آينده ، و ارسال حسين پاشا حاكم شام با جمعى عساكر در موسم ، و گريختن سعد شريف ، و استعفاى شيخعلى خان از وزارت و در خانه نشستن به سبب افراط و مشغولى شاه سليمان به لهو و لعب ، و تاخت محمد خان حاكم استراباد بر دشت قبچاق و آوردن بعضى از تركان با كوچ ، و گريختن محمد على خان افشار از واهمهء پادشاه ، و آمدن دو ايلچى از ماوراء النهر : يكى از بلخ و يكى از بخارا و يكى از ولايت له نزد شاه سليمان .
1083 : پرخاش قرال له بزرگ و رفتن والى تاتار سلامت گراى بر سر ايشان و شكست خوردن سفر عظيم وزير اعظم بر ايشان و فتح به گرفتن قلعه به صلح ، و مردن عبد الله قطب شاه پادشاه حيدر آباد و جلوس داماد و ابو الحسن سلطان از خويشان او ، و فوت على عادل شاه پادشاه بيجاپور و جلوس سلطان اسكندر پسر او در سن پنج سالگى در آن سال ، و ضعف اورنگ زيب در آن سال از خروج طايفهء يوسف زهى در طرف كابل و فرستادن لشكر به آن طرف ، و ريختن طوايف مزبوره در دره بر سر محمد امين خان ، و قتل سردار او سيد سلطان و نهب اموال و كوچ ، و نجات محمد امين خان با جمعى قليل ، و فوت سيواجى راجهء مشهور در اطراف دكن .
1084 : فوت قرال له و جلوس ديگرى و برهم خوردن صلح ، و سفر بر قلعهاى كه پارسال گرفته شده بود ، و جمعيت عظيم و سفر عظيم احمد پاشا بر سر ايشان ، و حركت سلطان محمد از ادرنه چند منزل ، و غلبگى و برگشتن وزير ، و امر سلطان محمد به نفير عام و سد جديد ، و حركت شاه سليمان به قزوين و وزارت و نصب ثانى شيخعلى خان ، و زلزلهء عظيمه در مشهد مقدس و نيشابور .
1085 : غلبهء له بر عثمانيه بعد از نفير عام و پس نشستن وزير اعظم چند منزل ، و فتور عظيم در وقت برگشتن بر حاج شامى حتى آن كه هفتصد زن مردن و اسير شدن ، و كذلك فتور بر حاج بصرى در وقت برگشتن و نهب حاج باجمعهم الا قليلى از آقايان و خواجه سرايان ، و مردن مير حاج از جوع و عطش ، و فوت ميرزا احمد داماد ، و قطب الملك
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص١٩٥