986 : استيلاى قزلباش بر شروان و توجه مصطفى پاشا با عسكر عظيم و گريختن دقماق خان سرعسكر قزلباش ، و ضبط تفليس و شماخى و شروان ، و انهزام كفار در جنگ عظيم فاس ، و وفات عبد الملك از شدت سرور .
987 : رصد تقى الدين در غلطه ، و جنگ مديد ميان عثمان پاشا و قزلباش ، و بناى قلعه در شماخى ، و ضبط حصار باب الابواب ، و اسير شدن تاتار خان بعد از جنگ شماخى و مقتولى او [ در قزوين ] ، « 1 » و پادشاهى شريف احمد در فاس ، و وفات مولانا احمد كامى ، و شيخ محمد البهنسى .
988 : وزارت اعظم مصطفى پاشا ، و بناى قلعهء قارص ، و سردارى سنان پاشا در آخر سال براى دفع قزلباش از شروان ، و تغيير دستار يهود و نصارا به آنچه معهود است ، و والى شدن عباس ميرزا [ شاه عباس ] براى دفع اهل طغيان به لله گرى عليقلى خان .
989 : آمدن سردار با قاصد از جانب شاه عجم و تنزيل وزن دينار و درهم از هفتاد و پنجاه به شصت و چهل ، و وفات افتاده افندى از مشايخ روم .
990 : وليمهء عظيمهء شاهيه براى ختان شهزاده محمد خان در جمادى الآخره تا چهل و پنج روز ، و بناى قصر سلطانى در سراى جديد ، و وفات احمد بن منلا « 2 » از كبار علماى حلب ، و محمود كفوى صاحب الكتائب .
991 : وزارت اعظم فرهاد پاشا و استيلا يافتن او بر حصار وان و تونس ، و امارت سلطان محمد در مغنيسا ، و خروج عليقلى خان بر شاه عباس در خراسان ، و عودت خدابنده از خراسان با پريشانى و خسران .
992 : عصيان محمد گراى و رفتن دوننما ، و سردارى عثمان پاشا و انهزام امامقلى خان از او در جنگ شماخى و عودتش از باب الابواب ، و انهزام عسكر تاتار و مقتولى محمد گراى ، و رفتن عثمان پاشا بار ديگر به سفر عجم ، و استيلاى فرهاد پاشا بر حصار لورى و گورى از گرجستان .
993 : پريشانى دروزيان شام از والى
هامش
( 1 ) فقط در كت .
( 2 ) ابن منلا فوت نكرده بلكه كشته شده است . رجوع شود به بخش تعليقات همين كتاب .