سلطان از امراى استاجلو را به خراسان و فتح خراسان ، و وزارت ميرزا جعفر ساوجى در آخر سال ] .
932 : سفر ثالث سلطان سليمان به جانب انكروس و انهزام كفار ، و قتل لاوش قرال در جنگ حجاج و تسخير وارادين « 1 » و بودين و اوسل « 2 » و سكدين ، [ و حرب عظيم ميانهء امراى تكلو و امراى استاجلو از قزلباش ] . « 3 »
933 : خروج جلاليان در غيبت سلطان ، و مقتولى قلندر بن حاجى بيكتاش بعد از انهزام در جنگ ابراهيم پاشا ، « 4 » و وفات اسحاق قرامانى معروف به « جمال خليفه » از مشايخ روم . « 5 »
934 : استيلاى فرندوش قرال بر بدون و گرفتن او از دست بانوش قرال ، اردل را ، و كشته شدن ملاقابض [ معروف به ] سيف الشريعه ، و گرفتن ذو الفقار تكلو حصار بغداد را از عم خود ابراهيم خان بعد از قتل او و قتل ذوالفقار در اين سنه .
935 : سفر رابع سلطان سليمان به جانب منبج جهت تأديب فرندوش و مقتولى اوغلان شيخ و اتباعش با فتواى شيخ الاسلام كمال پاشازاده در ميدان اسب ، [ و حرب عظيم خوانين اوزبك با شاه طهماسب در زور آباد جام از خراسان ، و انهزام كوجكنجى خان و جانى بيك خان و عبيد خان از حرب شاه در آن جنگ ] . « 6 »
936 : نزول سلطان سليمان بر حصار منبج بعد از تسخير بدون در اواخر محرم ، و برگشتن به جهت دخول زمستان و كثرت سرما ، و سورختان شهزادگان ، و گريختن لشكر عبيد الله خان اوزبك در حرب جام از شاه طهماسب ، و تفويض حكومت خراسان به بهرام ميرزا برادر اعيانى او ، و وفات سنبل سنان .
937 : استيلاى فرندوش بر بدون و انهزام او از عسكر اسلام ، و پادشاهى همايون شاه در كابل بعد از
هامش
( 1 )Varadin.
( 2 )Oesel( 3 ) فقط در كت .
( 4 ) براى اطلاع از شرح اين ماجرا تاريخ امپراطورى عثمانى ( ص 999 و 1000 ) ديده شود .
( 5 ) فوت اسحاق قرمانى را مؤلف معجم المؤلفين در 930 و صاحب كشف الظنون در 933 ( ص 189 ) و بار ديگر ( در ص 864 ) به سال 934 نوشته است .
( 6 ) فقط در كت .