و وفات شيخ ابن وفا در استنبول ، و خواجه عبيد الله سمرقندى « 1 » ، و سلطان يعقوب شاه و پادشاهى بايسنقر ، و نجات شاه اسماعيل از حبس قلعهء اصطخر .
897 : سفر سلطان بايزيد به بلاد ارنود و رجوعش بعد از فتح حصر مال دپه ، و انهزام جم از او در جنگ سلطان اوكى « 2 » و فرارش به جانب مصر و حجاز ، و مقتولى خواجه جهان وزير ، « 3 » [ و هرج و مرج در اعيان بايندريه ] ، « 4 » [ و مقتولى صوفى خليل ، و وفات خواجه سعد الدين كاشغرى از كبار خواجگان « 5 » ، و مير صدر الدين محمد شيرازى ] . « 6 »
898 : انهزام كفار انكروس از يعقوب پاشا والى بوسنه در جنگ عظيم قريو ، « 7 » و اسير شدن در بخيل بان ؟ سردار انكروس ، و رفتن داود پاشا به مصر به ارسال سلطان بايزيد ، و وفات مولانا سامى نور الدين عبد الرحمان جامى ، « 8 » [ و توجه شاه اسماعيل به بلاد گيلان نزد سيد اجل كاركيا ميرزا على والى گيلان و اعزاز نمودن شاه اسماعيل ] . « 9 »
899 : انقراض دولت بنى مرين در مغرب ، « 10 » و طغيان يهود در فاس ، و مقتولى بايسنقر در حرب رستم ميرزا در گنجه ، و وفات ميرزا عمر شيخ والى فرغانه « 11 » ،
هامش
( 1 ) در حاشيهء نسخهء نش اين ماده تاريخ براى فوت عبيد الله احرار آمده است :خواجهء خواجگان عبيد الله * مرشد سالكان راه يقينشد به خلد برين كه در فوتش * سال تاريخ گشت « خلد برين » - 896( 2 ) قاموس الاعلام ، ص 2600 .
( 3 ) مقتولى خواجه جهان وزير را مؤلف يك بار ديگر جزء وقايع سال 886 هم آورده .
( 4 ) نش ندارد .
( 5 ) رجال حبيب السير فوت كاشغرى را در 806 و ريحانة الادب 860 يا 862 و همين كتاب تقويم التواريخ در 897 نوشته است .
( 6 ) فقط در مر .
( 7 )KRIO.
( 8 ) اكثر منابع فوت جامى را در 898 نوشته اند .
( 9 ) فقط در كت .
( 10 ) طبقات سلاطين اسلام انقراض اين سلسله را در 875 نوشته است ( ص 49 و 50 ) .
( 11 ) با عمر شيخ شاهزادهء گوركانى و پسر امير تيمور اشتباه نشود چون وى در 797 درگذشته است و حكومت فارس و كرمان داشته است .