نيش « 1 » و الاجه حصار به استيلاى كفار ، و انهزام امراى اسلام در جنگ نيش و عقد مصالحه به ابن ويلق .
847 : جلوس سلطان محمد فاتح بعد از تقاعد پدرش ، و اتفاق جمهور كفار به كسر بيضهء اسلام در اين ديار ، و وفات شرف الدين بن كمال قريمى شارح منار « 2 » .
848 : جلوس سلطان مراد ثانى بعد از خلع پسرش سلطان محمد فاتح در ادرنه براى قتال مشركين و جهاد اكبر او در ادرنه به قتل قرال انكروس ، و تفريق جموع كفار بعد از ضعف اسلاميان ، و پادشاهى جهانگير بايندرى در ديار بكر .
849 : واقعهء غريب در ميان امير جباش و مغاربه در يمن و انهزام جباش .
850 : سفر سلطان مراد به بلاد ارنود و موره و فتح كرته حصار در اكثر روايات ، و اتمام جامع مراديه در بروسه ، و وفات شاهرخ سلطان در رى و سلطنت نبيرهء او علاء الدوله ولد بايسنقر در خراسان .
851 : ولادت سلطان بايزيد ثانى ، و سفر سلطان مراد به بلاد ارنود و فتح آق حصار و وارنه ، « 3 » و جمعيت كفار براى كارزار ، و مردن ناصركيا از ملوك گيلان ، و قاضى ابو بكر بن شهبه از علماى شام ، و طالب شاعر .
852 : غزاى اكبر سلطان مراد در كوس اووه و انهزام قرالان كفار به مقتولى بان له « 4 » و ملك آلمان و قرال چه ، « 5 » و انتزاع الوغ بيك خراسان را از دست علاء الدوله و نصب پسرش عبد اللطيف ، و وفات شهاب الدين احمد بن حجر ، و
هامش
( 1 ) نيش - نيس - نيسه - نيسا -Nich , Nissa.
( 2 ) حاجى خليفه در كشف الظنون هنگام معرفى كتاب « منار الانوار » حافظ الدين نسفى و شروح آن چنين مىنويسد : « علامه شرف الدين بن كمال قريمى شرح مفصلى نوشت سپس آن را كنار گذاشت . چون قصد حج نمود آن را به علماى شام عرضه كرد . بسيار پسنديدند و از او خواستند آن را پاكنويس كند . او نيز در راه حجاز آن را پاكنويس كرد و در 25 شعبان سال 810 از نوشتن آن فارغ گشت . . . » ( كشف الظنون ، ص 1824 ) .
( 3 )VARNA( 4 ) يكى از معانى بان ، رئيس ، صاحب و خداوند است . له (LECHES POLONAIS) هم لهستان امروزى مىباشد .
( 5 ) چه - چهستان - چهلى -TCHEQUESرجوع شود به قاموس الاعلام ، ص 1887 .