ذكر استخلاص ميردين مشهور به ماردين « 1 »
در سياق اين حالات شما غرنوئين را فرمان شد تا جهت استخلاص ماردين به آن حدود لشكر كشد . سلطان ملك سعيد « 2 » در آن روزگار صاحب ماردين بود و پسر خود ملك مظفر را محبوس ساخته بود . سلطان سعيد به استحكام قلعهء خود دلگرم بود . گويند بلندى قلعه آنچنان بود كه يكى از تيراندازان ترك كه تيرش سيصد فلاج مىرفت . تيرى بينداخت بيش از نيمى از ارتفاع قلعه فرا نرفت .
پس سيوك و قتغتاى و تنغوز به رسالت به ماردين رفتند و از زبان پادشاه سلطان سعيد را گفتند كه از اين دو راه يكى را بگزيند يا تخريب و غارت قلعه و قتل هزاران مسلمان و يا تسليم و سلامت زن و فرزند و مال و خواستهء آنان . سلطان سعيد راه دوم را پذيرفت و رسولان را بنواخت و خود با هدايا و تحف نزد هلاكو تشرف جست . ولى هلاكو او را با هفت وزيرش بكشت و ملك مظفر را از محبس به جاى پدر نشاند و او ملزم شد تا پايان عمر باجگزار باشد و به خدمت قيام كند .
رسولانى كه نام برديم به شحنگى ماردين گمارده شدند .
ذكر موجبات وحشتى كه ميان هلاكو خان و بركه اغول واقع شد
چون چنگيز خان بر ملوك و ممالك عالم تسلط يافت ، متصرفات خود را ميان چهار پسرش : توشى ، جغتاى ، اوكتاى و تولو قسمت فرمود .
[ 50 ] - چنانكه در تاريخ جهانگشاى به تفصيل مسطور است - جغاتاى را از حدود ايغور تا سمرقند و بخارا معين شد و مركز او الماليغ بود . اوكتاى كه در عهد پدر وليعهد سلطنت بود حدود ايميل « 2 » و قوباق « 3 » كه تختگاه خانيّت بود تعيين رفت . و تولو در سرزمين مجاور اوكتاى بود و از اطراف قياليق « 4 » و خوارزم و اقصاى سقسين و بلغار تا
هامش
( 1 ) - مراد الملك السعيد فخر الدين يا مجد الدين حسن است .
( 2 ) - ايميل : رودى است در غربى مغولستان در سيبرى كه به درياچهء الاكول مىريزد و اكنون آن را اميل و يميل خوانند .
( 3 ) - در جهانگشاى همهجا قوفاق
( 4 ) - قياليق شهرى بوده در تركستان شرقى در حدود كاشقر و در تصرف ملوك ترك مسلمان معروف به خانيه .