به قلعه آورد ساكنان قلعه آن سر را بر نيزه كردند . شامات را قلعههاى بسيار است بدين تفصيل : صفد « 1 » ، شوبك « 2 » ، كرك ، صرخد « 3 » ، شقيف ، دمشق ، صبيبه ، حسنك « 4 » ، لد « 5 » ، عكّر ، بعلبك ، حماة ، حمص ، سنمر ، شيزر « 6 » ، مشيد « 7 » ، بوقيس ، صهيون « 8 » سلاطيس « 9 » ، قصيره « 10 » ، شغر و بكاس ، بقراس ، تزبزك ، روندان « 11 » . و عينتاب قلعة الروم ، حلب ، بيره ، بهسنا ، كركر ، كختا . قبچاق در اين احوال عقيدت بگردانيد و پيش سلطان مصر پيغام فرستاد و گفت : توجه لشكر كار آسمانى بود و دفع آن مقدور من نبود . چه در زمان سلطنت لاچين اين مقدمه تمهيد يافته بود و نكول از آن دشوار مىنمود . اما در محافظت دمشق و تعويق افكندن در استخلاص قلعه لطايف حيل كار بستهام . سلطان مصر عذر او بپسنديد و از او خوشدل شد . چه قبچاق مملوك پدرش الفى بود .
قتلغ شاه نوئين از پى ايلخان برسيد و مختصر وجوهى از آنچه التزام رفته بود بياورد و ساير افراد سپاه كه در آن نواحى بودند مراجعت كردند و هنگام عبور از پل چون خيكها كهنه شده بود ايشان را زحمت فراوان رسيد .
صادرات افعال سلطانى و مآثر معدلت غازانى
[ 382 ] از آثار دولت آن پادشاه يكى قبهء شام تبريز است اين بنا را در سال 697 آغاز كرد و به سال 702 بپايان آورد . براى ساختن آن بنا فرمود تا مهندسان حاذق و صنعتگران صاحب تجربه از اطراف حاضر گردند و براى استحكام اساس دايرهء قبهء آن ، آلات آهن و
هامش
( 1 ) - چ : سفط
( 2 ) - چ : سنك
( 3 ) - چ : صلخد
( 4 ) - چ : حسك
( 5 ) - چ : رد
( 6 ) - چ : شيرز
( 7 ) - چ : مسيد
( 8 ) - چ : سيفون
( 9 ) - چ : بلاسلاطيس
( 10 ) - چ : قصره
( 11 ) - رونده