چهارم : اتابك قراچه . او مدرسهاى در شيراز بنا كرد و بر در همدان كشته شد .
پنجم : اتابك منكوبرس . كه در جوار مزار ام كلثوم مدرسهاى ساخت و مرقد او آنجاست . زن او زاهده خاتون عابده و عالىهمت بود مدرسهء عصمتى را او بنا كرد امروز در توليت موالى فال است [ 149 ] و اگر به همت مولانا اعظم ركن الملة والدين ابو يحيى اسماعيل دام ظله اين مدرسه دائر نمىبود از فضل به جز نامى باقى نمىماند .
ششم : اتابك بوزابه كه پادشاهى عادل بود و به دست ملكشاه كشته شد .
هفتم : ملكشاه . كه از نژاد سلاطين سلجوق بود و بعد از كشتن بوزابه يكسال در فارس حكومت كرد .
چون مدت سلطنت سلجوقيان سپرى خواست شد چند فوج از تركمانان از نواحى قفچاق سرازير شدند . يعقوب بن ارسلان افشرى با قومى انبوه خوزستان را اختيار كردند و سنقور بن مودود سلغرى در كوه كيلويه اقامت گزيد . سنقور در سال 543 بر ملكشاه خروج كرد . در اين نبرد ملكشاه شكسته شد و اتابك مظفر الدين سنقور افسر سلطنت بر سر نهاد و به آبادانى سرزمين فارس پرداخت و رسوم عدل تازه كرد . يعقوب بن ارسلان بارها از خوزستان لشكر كشيد و ميان او و اتابك سنقور محارباتى واقع شد عاقبت يعقوب منهزم شد و خيال لشكركشى از سر بدر كرد .
امروز از رسوم آن پادشاه عادل رباطى موسوم به نام او است . رباطى معمور است .
با موقوفات بسيار و عدهاى از طالبان علم در آنجا به اكتساب كمالات مشغولند . مدت چهارده سال حكومت كرد و به سال 558 بمرد .
[ 150 ] چون او درگذشت برادرش مظفر الدين زنگى بن مودود بجايش نشست .
پادشاهى بود روشنروان و خردمند و نيكبخت در عهد او فتنه و آشوب را اثرى نبود .
مدت چهارده سال حكومت كرد و در اواخر سال 571 به جهان ديگر شتافت .
پس از او اتابك مظفر الدين تكلة بن زنگى وارث تخت پدر شد او نيز چون پدرانش پادشاهى عادل بود .
در اوائل سلطنتش يعنى به سال 575 اتابك پهلوان به شيراز لشكر آورد و قتل و غارت كرد . تكله مدت بيست سال پادشاهى كرد و در آغاز سال 591 بمرد .
اتابك مظفر الدين طغرل بن سنقور پادشاهى هنرور و هنرپرور بود . اما قدرتى نداشت - آرى ستيزهء روزگار با اهل هنر امروزينه نيست - چند بار بر تكله خروج كرد و از عراق لشكر آورد . هر نوبت چند ماهى عهدهدار امر حكومت شد عاقبت در ميدان جنگ
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٨٩