ساخته است .
لمؤلفه بوصفها
اگر خواهى بهشت عدن و كوثر * گذارى كن دمى در « باغ مهتر »
به بانگ عندليب و صوت قمرى * ز بوى نرگس و از شكل عبهر
مفرّح سان دهد تسكين دلها ( ؟ ) * دماغ جان كند هر دم معطر
ارم از بوستانش مانده بىآب * خورنق را زرشكش خاك بر سر [ 97 الف ]
كنار جويباران لاله و گل * به رقص از باد سرو و نوش « 1 » و عرعر
سمن با نسترن همدست گشته * به هم نسرين و سنبل گشته همبر
سحرگاهان نسيم و بانگ بلبل * كند روشن دل و جان مكدّر
به جايى اينچنين گر راه يا بى * به شادى عيش دار و روح پرور
باغ طغانشاهى
قريب باغ مهترست ، و از استحداث اتابك طغانشاه است ، و شاه يحيى ساباطى عالى و مسجدى بر در آن ساخته ، و در آن « 2 »
هامش
( 1 ) - نوش نوعى درخت و همان « ناژ » است كه در كتب لغت وصف شده است
( 2 ) - ن : از