تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
ساخته است . لمؤلفه بوصفها
اگر خواهى بهشت عدن و كوثر * گذارى كن دمى در « باغ مهتر » به بانگ عندليب و صوت قمرى * ز بوى نرگس و از شكل عبهر مفرّح سان دهد تسكين دلها ( ؟ ) * دماغ جان كند هر دم معطر ارم از بوستانش مانده بىآب * خورنق را زرشكش خاك بر سر [ 97 الف ] كنار جويباران لاله و گل * به رقص از باد سرو و نوش « 1 » و عرعر سمن با نسترن همدست گشته * به هم نسرين و سنبل گشته همبر سحرگاهان نسيم و بانگ بلبل * كند روشن دل و جان مكدّر به جايى اين‌چنين گر راه يا بى * به شادى عيش دار و روح پرور

باغ طغانشاهى

قريب باغ مهترست ، و از استحداث اتابك طغانشاه است ، و شاه يحيى ساباطى عالى و مسجدى بر در آن ساخته ، و در آن « 2 »
هامش
( 1 ) - نوش نوعى درخت و همان « ناژ » است كه در كتب لغت وصف شده است ( 2 ) - ن : از