تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
بعضى از سرزمينهاى پيوسته به آن بوده است . پيروان كيش زردشتى در زبان عربى و در قرآن مجيد به نام مجوس خوانده شده‌اند . مجوس شكل عربىشدهء كلمه‌اى است كه در زبان پهلوى مگوسيا
( Magocia )
و در پارسى باستان مگوش
( MAGUSH )
و در زبان اوستايى مگاو
( Magav )
خوانده مىشده و در فارسى كنونى مغ گفته مىشود . مغ نامى بوده است كه روحانيان دين باستانى ايران را پيش از زردشت به آن نام مىخوانده‌اند و از آن دين عقايد بسيارى به دين زردشتى راه يافته كه از آن جمله مقدس شمردن عناصر چهارگانهء آتش و خاك و آب و باد بوده . مغان از قديم به سحر و جادو شهرت داشته‌اند و همين شهرت سبب شده كه در زبان يونانى كلمهء مغ با سحر و شعبده مترادف گرديده و در زبانهاى زندهء اروپايى هم از همان ريشه كلمهء
Magic
و
Magicien
كه به معنى جادو و جادوگر است اشتقاق يافته است . زردشت پوروشسب سپيتمان در آذربايجان كه يكى از استان‌هاى شمال غربى ايران است در شهرى نزديك به شهر اروميه يا در همان شهر اروميه به دنيا آمده . اروميه شهرى است كه بر كنارهء درياچه‌اى به همين نام بنا شده و امروز هر دو ، هم شهر و هم درياچه ، به نام رضائيه خوانده مىشوند . بعضى نوشته‌اند كه وى در رى ديده بر جهان گشوده ، و بنا به گفتهء شهرستانى پدرش از آذربايجان و مادرش از رى بوده ، ولى در هرحال كيش زردشتى نخستين‌بار در سرزمينهاى خاورى ايران در حدود بلخ گسترش يافته ، نه در آذربايجان و سرزمينهاى باخترى ايران كه زادگان زردشت بوده ، زيرا زردشت از همان آغاز كار از زادگاه خود به بلخ هجرت كرده و در آنجا گشتاسب شاه ، كه در نوشته‌هاى يونانى او را « هيستاسپ » ناميده‌اند ، مقدم او را گرامى شمرده و كيش او را گردن نهاده و به انتشار آن همت گماشته و با پشتيبانى او اين كيش نو نيرو گرفته و به زودى در سرتاسر ايران توسعه يافته است . زردشت در يكى از حمله‌هايى كه زردپوستان آسياى ميانه بر مرزهاى خاورى ايران بردند كشته شد . نوشته‌اند كه تركى از تورانيان او را در آتشكده‌اى به قتل رسانيد .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 308 | محمد مهدى ملايرى