آثار كهن در دورانى كه هم چاپ وجود دارد و هم اينكه آن آثار كهن به چاپ رسيده و منتشر شدهاند و از اينجا مىتوان سنجيد كه در دورانى كه صنعت چاپ ناشناخته بوده و نسخهء كتابها از معدودى تجاوز نمىكرده و شمارهء كسانى هم كه از وجود آنها اطلاع داشتهاند به واسطهء تغيير خط و زبان بسيار محدود بوده سرنوشت آن دسته از آثار علمى و ادبى دورهء ساسانى كه به دست مؤلفانى از نوع مؤلفان قصهء فيروز شاه مىافتاده چه بوده و به چه صورت درمىآمدهاند . و به اين جهت است كه در تاريخ علوم و فرهنگ عربى و اسلامى بايد قدر آن عده از مؤلفان با دقت و با امانت و اهل علم و تقوى را كه مراجع مطالبى را كه نقل كردهاند با دقت ذكر نموده و آثار قديم را به خود نسبت ندادهاند بسيار دانست ، زيرا امروز از بركت وجود همين علما است كه ما نمونههايى از آثار ادبى عصر ساسانى را مىتوانيم به دست آوريم و در پرتو آنها تحقيقات خود را در اين زمينه توسعه دهيم .
از آنچه ذكر شد شايد اين مطلب به خوبى روشن شده باشد كه براى تحقيق دربارهء آثار ادبى دوره ساسانى و دستيافتن به بعضى از بقاياى آن از خلال ادبيات عربى ما نبايد حتما به دنبال روايات نقلى برويم ، و اگر در كتاب يا رساله يا فنى از فنون تصريحى بر اصل آن نيافتيم رشتهء تحقيق را از دست بنهيم . چه بسا با مطالعه دقيق در بعضى از مؤلفات و مآخذ قديم عربى به دلايل و اماراتى دست يابيم كه ما را در تحقيق به راههاى روشنترى راهنمايى كنند . اگر محققانى همچون نلدكه و بارون روزن و دانشمندان ديگرى كه دربارهء كتاب خداينامه تحقيقات گرانبهائى كرده و اين اثر ساسانى را شناساندهاند ، مثلا در تاريخ طبرى به دنبال چنين نقل يا تصريحى مىگشتند هرگز نمىتوانستند روايات آن كتاب را در قسمت اول تاريخ طبرى يعنى قسمت قبل از اسلام آن بازيابند و آنهمه اطلاعات سودمند دربارهء آن كتاب گم شده به دست آورند . خوشبختانه در اين راه كه ما گام برمىداريم روشهاى عالمانهاى به وسيله عدهاى از اينگونه محققان با بصيرت پىريزى شده كه از آنها مىتوان در رشتههاى ناشناختهء ديگرى نيز به
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: محمد مهدى ملايرى
ص٢٣٦