كمان بوده كه آنها را در عربى جلاهق و جلاهقات گفتهاند ( جلاهق معرّب گروهه - گلوله است ) اعراب اين بازى را در اواخر روزگار عثمان از ايرانيان فرا گرفته و پيدايش اين بازى را در مدينه نخست امرى شگفت و ناروا يافتند ولى سپس كه مردم با آن مأنوس شدند خلفا در سپاه خود دستهاى هم گلولهانداز تربيت كردند . در دربار هارون الرشيد نيز دستهاى از اين گلولهاندازان بودند كه در پيشاپيش او راه مىسپردند و به هركس كه بر سر راه او ايستاده بود گلوله پرتاب مىكردند . تيراندازى با نشّاب به برجاس را هم نخستين بار هارون الرشيد آن را معمول دانست . « 1 »
3 - آيين چوگانبازى : چوگانبازى هم يكى از بازيهاى ورزشى ايرانى بوده كه در دورهء ساسانيان و پيش از آن براى ورزش جوانان و پرورش رزمى آنان اهميت زياد داشته دستور و قواعد آن را هم در آيينهاى خود ضبط و مدون ساخته بودهاند .
ابن نديم در ضمن همان فهرستى كه ذكر آن گذشت يك كتاب هم با عنوان « آيين الضرب بالصواجه للفرس » ( آيين چوگانبازى از آن ايرانيان ) ياد كرده كه ظاهرا در دورهء اول عصر عباسى به عربى ترجمه شده بوده زيرا تا پيش از عباسيان اين بازى در ميان اعراب شناخته نبوده و نخستين كسى كه از خلفا به آن پرداخت هارون الرشيد بود . « 2 »
قطعهاى كه ابن قتيبه از آييننامه نقل كرده شامل دستورهاى مختلفى دربارهء اين بازى و قواعد آن است از قبيل طرز به دستگرفتن چوگان و روش گرداندن آن ، و چگونگى زدن گوى در حال سوارى ، و طرز رفتار باهمنبردان و دستور برانگيختن و باز داشتن اسبان ، و وضع تماشاچيان و اندازهء ميدان بازى و برخى دستورهاى اخلاقى ديگر . « 3 »
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 365 ، و جرجى زيدان .
( 2 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 365 ط مصر .
( 3 ) . عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 133 - 134 .