كلمه مهتر
يكى ديگر از كلمههاى فارسى كه آن هم نسبة به فراوانى در اينگونه مشاغل ديوانى به كار رفته ، كلمهء مهتر به معنى بزرگ يا بزرگترين است كه در عربى به صورت المهتار درآمده و آن لقبى بوده كه به بالاترين مقام در هر رسته از خدمتگزاران دربار داده مىشده و معمولا بر سر شغل يا تشكيلاتى كه در آن خدمت مىكرده در مىآمده ، مانند مهتر شرابخانه يا مهتر ركابخانه و مانند اينها . قلقشندى در بيان معنى آن گويد مه در زبان فارسى به معنى بزرگ و تر صيغهء تفضيل و معناى مهتر بزرگترين است . « 1 » كلمهء مه در تشكيلات دولت ساسانى هم در گونههاى مختلف آن براى بيان همين معنى « بزرگ » به كار رفته ، مانند مسمغان ( مه مغان ) كه به معنى بزرگ مغان ، و دبيران مهشت « 2 » يعنى بزرگ دبيران و مانند اينها .
و اينك چند نمونه از مشاغلى كه با كلمهء مهتر تركيب يافته است :
30 - مهتر ركابخانه : و آن عنوان كسى بوده است كه بر ركابخانه - كه شرح آن گذشت - رياست داشته و عهدهدار همهء امور آن بوده است . « 3 »
31 - مهتر شرابخانه : ظاهرا مهتر شرابخانه كه همهء امور آنجا و همهء خدمتكارانى كه به آنها شرابدار مىگفتهاند زيرنظر او بودهاند ، خود زيرنظر اميرى از اميران بزرگ و مورد اعتماد قرار داشته كه سرپرستى همهء آن تشكيلات بر عهده او بوده است . « 4 » مىبد كه يكى از مناصب دربارى ساسانيان بوده ظاهرا منصبى شبيه به همين مهتر شرابدار داشته است . « 5 »
32 - مهتر طشتخانه : اين منصب از آن كسى بوده است كه تشكيلات
هامش
( 1 ) . صبح الاعشى ، ج 5 ، ص 470 .
( 2 ) . ن . ك . كريستن سن ، ص 94 و 129 و 130 و 258 .
( 3 ) . صبح الاعشى ، ج 4 ، ص 12 .
( 4 ) . صبح الاعشى ، ج 4 ، ص 10 .
( 5 ) . كريستن سن ، ايران ساسانى ، ص 390 ، اين عنوان را به نقل از هوبشمان مشكوك مىداند .
سعيد نفيسى مىبذ را ساقى و شرابدار معنى كرده و گويد : ظاهرا نام آبادى معروف بيرون شهر يزد كه اكنون ميبذ به ضمّ با تلفظ مىكنند همين كلمه است و به مناسبت كسى است كه اين منصب را در زمان ساسانيان داشته است ( تاريخ تمدن ايران ساسانى ، ص 285 ) .