عبد الحميد ازديد مؤلفين عربزبان
از قرن سوم هجرى به بعد كه تأليف كتاب در زبان عربى پايه گرفت در هر مناسبتى كه مؤلفان كتابهاى تاريخ و ادب نامى از عبد الحميد بردهاند هريك با بيانى اين صفت نوآورى و پيشوايى او را در ترسّل عربى ستودهاند . ابن عبدربه او را نخستين كسى شمرد كه غنچههاى سربستهء بلاغت را شكوفا ساخته و راههاى آن را هموار كرده و گردن شعر را از بند رهانيده است . « 1 » و طبرى او را در بلاغت داراى پايگاهى استوار وصف كرده ، « 2 » و به گفتهء مسعودى او صاحب رسائل و نوشتههاى بليغ و نخستين كسى بود كه در نامهنگارى به بسط مقال و در مقاطع نوشتههاى خود جابهجا سپاس و ستايش پرداخت و نويسندگان پس از او هم به پيروى از او همان روش را به كار بردند . « 3 »
و ابن نديم دربارهء او گفته كه مترسلان شيوهء او را گرفتند و از روش او پيروى كردند و او بود كه راه بلاغت را در نامهنگارى هموار نموده و يگانهء روزگار خود بود . « 4 » و استخرى دربارهء او نوشته كه در نويسندگى و استقلال ( پيروى نكردن از ديگران ) به درجهاى بود كه شهرت وى ما را از ذكر آن بىنياز مىسازد . « 5 » و به همين سبب بود كه جاحظ كه خود از نويسندگان به نام زبان عربى بود او را عبد الحميد الاكبر ( عبد الحميد بزرگ ) خوانده . « 6 » و ابن خلكان او را در نويسندگى و در هر فنى از علم و ادب پيشوا و در بلاغت ضرب المثل شمرده و اين عبارت را كه در ميان اديبان و نويسندگان حكم مثل ساير را يافته « فتحت الرسائل بعبد الحميد و ختمت بابن العميد » يعنى فن ترسل با عبد الحميد آغاز شد و با ابن عميد « 7 » پايان يافت ، در شرح حال او در وفيات نقل كرده است .
هامش
( 1 ) . العقد الفريد ، ج 2 ، ص 206 .
( 2 ) . طبرى ، 2 / 839 .
( 3 ) . مروج ، چاپ مصر ، تصحيح محمد محيى الدين عبد الحميد ، ج 3 ، ص 178 .
( 4 ) . الفهرست ، ص 117 .
( 5 ) . مسالك و الممالك ، ص 145 .
( 6 ) . البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 179 .
( 7 ) . ابو الفضل بن عميد از مردم قم بود و در همانجا نزديكى از حكيمان و نويسندگان زمان خود -