Skip to main content

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — Page 194

Contributors:

P.194
آن در حكايتى است كه جهشيارى دربارهء قحذم بن ابى مسلم مولاى ابى بكره كاتب خراج يوسف بن عمر كه از سوى هشام بن عبد الملك ولايت عراق را داشته است نقل كرده . خلاصهء آن اينكه قحذم هميشه بر صالح عيب مىگرفت كه صالح پسر خود را بزرگ جلوه مىدهد و در كارهايش زياد بر او اعتماد مىكند ولى خود او هم با پسرش عمر همان معامله را كرد و هميشه مىگفت كه پس از من هيچ‌كس قادر به ضبط امر عراق جز پسرم عمر نيست . و چون او را متولى امور خود گردانيد كارهاى ناصواب كرد تا جايى كه يوسف به او دستور داد كه او را از كار بردارد و او را از خودش دور سازد . « 1 »

چند توضيح

در اينجا به مناسبت ذكر ديوان عراق و برگردان آن به زبان فارسى چند توضيح لازم مىنمايد . يكى اينكه ديوان عراق هرچند ديوان مركزى ايران بوده ولى برگردان آن به زبان عربى بستگى به برگردان ديوان ولايات و ساير مناطق ايران نداشته زيرا ديوان‌هاى ولايات مدت‌ها پس از اين تاريخ و به تدريج به زبان عربى برگردانده شده‌اند . برخى از اين ديوانها كه اطلاعى از آنها داريم در تمام دوران اموى همچنان به زبان فارسى باقى مانده‌اند ، و حتى برخى از آنها در خلافت عباسى هم مدتى به زبان فارسى بوده‌اند . ديوان خراسان تا زمان حكومت نصر بن سيّار آخرين كارگزار دولت اموى در آن سامان هنوز به زبان فارسى بود و در سال 124 هجرى بوده كه نصر در اثر نامه‌اى كه يوسف بن عمر ، كه در آن تاريخ از سوى خليفه كارگزار عراق و خراسان بود ، به او نوشت درصدد نقل ديوان آنجا از فارسى به عربى برآمد و دبيرى به نام اسحاق بن طليق اين كار را برعهده گرفت و از همين‌جا است كه او را نخستين كسى مىشمارند كه در ديوان خراسان به
Footnote
( 1 ) . جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 65 - 64 .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — Page 194 | محمد مهدى ملايرى