مقدمه
هنگامى كه زبان فارسى در اسلام با زبان عربى آشنا شد ، زبان عربى هنوز مراحل رشد طبيعى خود را تا اينكه به مرحلهء كتابت و تدوين كتاب برسد نگذرانيده بود . نخستين كتاب را زبان فارسى به آن زبان ارزانى داشت و نخستين كسانى كه آن زبان را در تدوين كتب و تحرير علوم به كار گرفتند و وسيلهء پيشرفت آن را فراهم ساختند ايرانيان فارسىزبان بودند كه آن زبان را همچون زبان دينى خود برگزيدند و در تقويت و گسترش آن از هيچ كوششى دريغ نداشتند .
البته اين مسلم است كه نخستين كتابى كه در زبان عربى تدوين يافت قرآن مجيد بود كه در زمان خليفه عثمان جمع و مدوّن گرديد ولى قرآن كلام الهى بود ثابت و تغييرناپذير و در اينجا سخن از كلام مردم خاكى است تغييرپذير و پيوسته در حال تحوّل و چنين كلامى بود كه زبان عربى در آن به مرحله كتابت و تدوين نرسيده بود و زبان فارسى بود كه آن را مدد رسانيد تا به اين مرحله برسد .
فارسىزبانان در كمك خود به زبان عربى از يك سو آنچه خود داشتند در طبق اخلاص نهاده و نه تنها آن را به زبان عربى ارزانى داشتند بلكه خود آنها را به زبان عربى درآوردند و با اين كار خود بر پايه و مايه آن زبان بسى افزوده و از سوى ديگر با مطالعه در زبان عربى راه و روش و ساختار آن زبان را شناختند و قواعد دستورى و ضوابط بلاغى آن را استخراج كرده به قيد تحرير درآوردند و نتيجه آنها كتابهاى مفصل و عالمانهاى بود كه در صرف و نحو و علوم بلاغت و ديگر معارف ادبى زبان عربى زينتبخش كتابخانهها گرديد .
در اينجا از بين همهء امورى كه اجمالا ياد شد آنچه مورد گفتوگو است كتابها و نوشتههائى است كه ايرانيان فارسىزبان آنها را از زبان فارسى به زبان عربى