مىخواهم بدانها معرفت حاصل كنم گرد آوردهام و اينك آنها را از شما مىپرسم ، بايد كه هريك از شما بىهيچگونه شتابى راى خود را با همه خرد و فهمش به كار گيرد و بىانديشه و تأمل به پاسخ مبادرت نورزد .
به من خبر دهيد از گرانمايهترين چيز ، آن چيز كه بيش از همه كسانى را كه به شرف قديم خويش تكيه ندارند از پستى به بلندى رساند .
همه يك زبان گفتند : آن نيكى و دانش است ، اينها هستند كه مردم بزرگوار را بزرگى افزايند ، و بندگان را به جاى پادشاهان نشانند .
شاه گفت : اين سرآغاز همهء كارهاى دنيا و دين است اگر با خرد همراه باشد ، زيرا استوارى هر بنا بر پايهء آن است ، و پايه هر كار فهم است ، و استوارى آن با راى اصيل است ، و راى جز با دانش صورت نبندد و دانش را جز خرد پايهاى نيست .
پس از آن گفتند : چيزها به گونههاى مختلفند ، برخى نگهبانند و برخى نيازمند نگهبان . آنچه نيازمند نگهبان است مال است و آنچه خود نگهبان است خرد است .
برخى از چيزها به سرقت مىروند و برخى از سرقت در امانند ، آنچه به سرقت مىرود مال است و آنچه در امان است خرد است . بدينسان خرد نگهبان تو است و تو نگهبان مال .
مال از دزدى و خيانت و از ستم سلطان و آفتهاى فراوان ديگرى كه خيلى زود در آن رخنه مىكنند در امان نيست ، و خرد را از آنچه گفتيم آسيبى نرسد ، و آفتى بر آن چيره نشود ، نه زورگويى آن را به زور بستاند ، و نه حيلهء حاسدان در آن كارگر افتد .
هرگاه خردمند از مال بىبهره ماند با خرد خود تواند زندگى كند ، ولى نادان بىخرد با مال خود زندگى نتواند كرد ، و كسى كه با خرد زندگى نكند از شناخت نيك و بد و نظر در عاقبت كارهاى پسنديده و ناپسند محروم ماند ، و چون زندگى كسى از چنين خصلتهايى تهى ماند خيرى در آن نباشد ، به ويژه در
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 379
مساهمون: محمد مهدى ملايرى
ص٣٧٩