تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
ز شاه سرافراز خورشيد چهر * مهست و گرايان به كارش سپهر
* * *
سوى هرمز آن پاك فرزند ما * پذيرفته از دل همه پند ما
و در پنجاه و شش بيت شرح داده شده و با اين بيت پايان مىيابد :
چو بنوشت بسپرد آن را به گنج * هراسان بد اندر سراى سپنج
« 1 » و ديگر عهدنامه نوشيروان به هرمز است كه در جاى ديگر شاهنامه از آن سخن رفته و مطالب آن در 77 بيت بيان شده است . داستان اين عهدنامه در شاهنامه فردوسى با اين بيت شروع مىشود :
نبشتند عهدى بفرمان شاه * كه هرمزد را داد تخت و كلاه چو قرطاس چينى شد از باد خشك * نهادند مهرى بر آن بر ز مشك به موبد سپرد آن به پيش ردان * سرافراز و بيداردل بخردان
آنگاه فردوسى با اين بيت نظم عهدنامه را آغاز مىكند :
به پيوندم اين عهد نوشيروان * به پيروزى شهريان جهان
« 2 » كه از آن معلوم مىشود نسخه‌اى از عهدنامه را به نثر در اختيار داشته كه آن را عينا به نظم درآورده . و سوم نوشته‌اى بوده شامل مطالبى دربارهء تربيت هرمز وليعهد خسرو انوشيروان و شرح مجلسى كه از بزرجمهر و موبدان موبد و بزرگان براى آزمايش وليعهد تشكيل شده بوده است . اين داستان كه ظاهرا داستانى بوده در شرح دقت و اهتمام انوشيروان در تربيت وليعهد و كارهاى او در اين زمينه با اين بيت در شاهنامه شروع مىشود :
چو گويد كنون مرد روشن‌روان * ز راى جهاندار نوشيروان
و خلاصهء آن اينكه نوشيروان چون به هفتاد و چهار سالگى رسيد ، در صدد انتخاب جانشينى برآمد كه از هر حيث به كمالات آراسته و براى سلطنت
هامش
( 1 ) . شاهنامه ، چاپ خاور ، ج 4 ، ص 531 - 528 . ( 2 ) . شاهنامه چاپ خاور ، ج 4 ، ص 555 - 552 .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 325 | محمد مهدى ملايرى