تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
اين عبارات منسوب به پادشاهانى است كه نام ايشان ذكر نشده و بعضى استخراج از اندرز خسرو پرويز است كه گويند خطاب به فرزندان و دبيران و گنجوران و حاجبان خويش كرده است . ذكرى كه طبرى از نامه‌هاى سلاطين مىكند ( مثل نامهء شاپور سوم به حكام ايالات و نامهء بهرام چهارم به سران سپاه و نامهء خسرو اول به پادگوسپان آذربايجان ) ظاهرا مأخوذ از تاج‌نامگ است . چنين پيداست كه كتابهاى خاصى هم به نام تاج‌نامگ موجود بوده است زيرا كه در الفهرست ( 28 - 1 - 118 ) اسم يك تاجنامه مذكور شده كه حاوى شرح اقوال و افعال انوشروان ( خسرو اول ) بوده و ابن المقفع آن را ترجمه كرده است . لكن آقاى گابريلى
Gabrieli
بر آن است كه تاج‌نامگ منحصر به فرد بوده و عبارت « اقوال و افعال انوشيروان » « 1 » إلحاقى است » . ولى چنان كه ديده مىشود استاد كريستن سن در اظهار اين نظر از حد احتمال خارج نشده و آن را با نظر آقاى گابريلى دائر بر منحصر به فرد بودن تاجنامه در يك ميزان قرار داده است . نويسندهء اين گفتار نيز در شرحى كه سالهاى پيش دربارهء تاجنامه در كتاب « فرهنگ ايرانى و تأثير آن در تمدن اسلام و عرب » نوشته بودم « 2 » هرچند به احتمال تعدد تاجنامه‌ها به‌صورتى كه استاد كريستن سن بيان داشته اشاره كرده بودم ولى در آن كتاب من هم به پيروى از ساير جويندگان همهء اطلاعاتى را كه در مورد اين نوع كتابها در دسترس بود مربوط به يك كتاب به نام تاجنامه دانستم و به ناسازگارى آن اطلاعات با اين نظر يعنى منحصر به‌فرد بودن تاجنامه توجهى نكرده بودم ، ولى هنگامى كه « كتاب التاج فى اخلاق الملوك » را از نظر ارتباط آن با مآخذ فارسى و مخصوصا با تاجنامه ساسانى مطالعه مىكردم و براى درك اين پيوستگى به جمع‌آورى اطلاعات بيشتر و مخصوصا به تحليل مطالب آن كتاب و مقايسهء آنها با قطعاتى كه از تاجنامهء ساسانى در عيون الاخبار آمده پرداختم و معلوماتى كه از اين راه به‌دست آمده بود با ساير اطلاعاتى كه از
هامش
( 1 ) . مقصود عبارت « فى سيرة انوشروان » است كه در الفهرست آمده . ( 2 ) . ص 140 .