ناظم با آثار منقول از فارسى قرين است لذا نمىتوان اين گفتار را پايان داد بىآنكه از او نيز نامى برده شود .
ابان از خاندانى بوده كه بيشتر افراد آن خاندان طبع شعر داشته و كم و بيش شعر مىگفتهاند . پدرش عبد الحميد و جدش لاحق و برادرش عبد الحميد بن عبد الحميد و پسرش حمدان همه از اين قبيل شاعران بودهاند « 1 » ولى از بين همهء آنها ابان به نظم كتابهاى ايرانى اختصاص يافته بود . ظاهرا در اين قرن دوم و سوم هجرى نظم كتابهاى تعليمى و اخلاقى به منظور سهولت حفظ آنها بازارى گرم و پررونق داشته .
يكى ديگر از كسانى كه در همين دوره به اين كار شهرت داشته ابو سهل بشر بن المعتمر از بزرگان معتزله بود كه او بيشتر به نظم مسائل كلامى و فقهى مىپرداخت و حتى قصيدهاى مفصل در مسائل كلامى با احتجاج بگفت كه نوشتهاند در 300 برگ بود و ابن نديم نقل كرده كه در شعر مخمس و مزدوج كسى به پاى او نمىرسيد و جماعتى او را در اين زمينه برتر از ابان شمردهاند . « 2 »
در نظم كتابهاى مترجم از فارسى برمكيان مشوق و حاميان او بودهاند گويند كه براى نظم كليله و دمنه يحيى بن خالد برمكى وزير هارون الرشيد ده هزار دينار و پسرش فضل پنج هزار دينار به وى عطا كردند و جعفر پسر ديگر يحيى براى قدرشناسى از زحمات او حاضر شد كه راويه او شود يعنى اشعارش را روايت كند . ظاهرا اشتغال او به اين آثار و نظم آنها دستاويزى بوده كه مخالفانش او را به زندقه متهم سازند و ابو نواس هم در شعرى كه در هجو او گفته او را مانوى خوانده و از زبان او چنين آورده :
لا اشهد الدهر حتى * تشاهد العينان
فقلت سبحان ربى * فقال سبحان مانى
« 3 »
هامش
( 1 ) . الفهرست ، ص 163 ، عبارت در چاپ فلوگل افتادگى دارد . در چاپ تجدد ( ص 186 ) صحيحتر است .
( 2 ) . الفهرست ، تجدد ، ص 154 .
( 3 ) . عيون الاخبار ، ج 4 ، ص 143 .