اصفهانى به نام سير الملوك ذكر كرده مىتوان به سه دسته مشخص تقسيم نمود :
دسته اول كتابهايى كه مستقيما و جداگانه از خداينامه ترجمه شدهاند مانند كتاب ابن مقفع و كتاب محمد بن الجهم برمكى و كتاب زادويه پسر شاهويه اصفهانى .
دسته دوم كتابهايى كه هرچند آنها هم ترجمه مستقيم از خداينامه مىباشند ولى مآخذ آنها تنها خداينامه نبوده بلكه علاوه بر آن از داستانها و منابع ديگر پهلوى نيز استفاده كردهاند ، و نمونه اين دسته را كتابهاى بهرام بن مطيار اصفهانى و هشام بن قاسم اصفهانى مىداند .
و اما دسته سوم كتابهايى هستند كه نمىتوان آنها را ترجمه ناميد بلكه بهتر آن است كه آنها را اقتباس يا اصلاح يا تأليف شمرد ، زيرا مؤلفين اين كتب مطالب گوناگونى را از منابع مختلف ايرانى گردآورده و آنها را پس از تهذيب و اصلاح منظم و مرتب ساخته و بهصورت تأليفى جداگانه درآوردهاند ، و حتى از افزودن داستانها و حكايات ديگرى هم بر آنها خوددارى نكردهاند مانند كتابهاى موسى بن عيسى كسروى و بهرام بن مردانشاه موبد شهر شاپور . « 1 »
بروكلمن دربارهء معرفى ترجمه بهرام بن مردانشاه و موسى بن عيسى كسروى گويد كه اين دو نفر نسخههاى مختلف كتاب خداينامه را جمعآورى نموده و از تطبيق آنها هريك به سليقه شخصى خود از لحاظ سنجش و نقد مطالب نسخهء جداگانهاى تحرير نمودند و در نص اصلى كتاب در بعضى موارد تغيير و تبديلهايى نيز به عمل آوردند و مطالب بسيار ديگرى از منابع ديگر ايرانى بر آن افزودند . « 2 »
عمر پسر فرخان
اما عمر بن فرخان شهرتش بيشتر در علم نجوم و فلسفه است . وى در اين زمينه كتابهاى متعددى به عربى ترجمه يا تأليف كرده بود . ابو معشر وى را در كتاب
هامش
( 1 ) . به نقل از ايران در عهد ساسانى ، ص 31 و 32 .
( 2 ) . تاريخ ادبيات عرب ، جلد سوم ، از ترجمه عربى ، ص 102 .