كه چنين افرادى را « سائل » مىخواندند ، خالد دستور داد كه از آن پس از بهكار بردن اين كلمه كه منافى با حيثيت و شرافت اهل علم بود خوددارى كنند و آنان را « زائر » - يعنى ديداركننده يا ميهمان - بخوانند . و نوشتهاند اثر نيكى كه اين عمل در نفوس ارباب حاجت كرد بيش از اثرى بود كه كرم و انعام وى در آنها مىداشت .
و همين معنى را يكى از شعرا به نام ابن حبيبات كوفى در چند بيت زير منظوم ساخت كه در كتب ادب روايت شده است :
حذا خالد من مجده حذ و برمك * فمجد له مستطرف و اصيل
و كان اولو الحاجات يدعون قبله * بلفظ على الاعدام فيه دليل
فسما هم « الزوار » سترا عليهم * و لكن من فعل الكرام جميل
كه خلاصهء معنى او اين است كه خالد در بزرگوارى به آيين برمك رفته و اين بزرگوارى هم در خود او و هم در تبار او است . پيش از او حاجتمندان را با نامى مىخواندند كه دلالت بر فقر و تنگدستى آنها مىكرد ولى او دستور داد كه براى حفظ آبرويشان آنها را مهمان بخوانند و اين عمل از بزرگان زيبنده است .
خالد در سال 163 هجرى پس از آنكه هارون از يك سفر جنگى به بغداد مراجعت نمود درگذشت ، و از قدر و منزلت وى در دستگاه خلافت چنين نوشتهاند كه چون وفات يافت مهدى پسر هارون براى وى كفن فرستاد و هارون خود بر وى نماز گزارد ، و اين هر دو را نشانه تجليلى دانستهاند كه از او شده است .
در كتاب تاريخ تجارب السلف از جمله فرزندان خالد نام موسى ذكر شده ولى نام يوسف در ضمن اولاد وى نيامده .
چنان كه گذشت تاكنون اثرى از كتب يا رسالهاى كه اين دو تن يعنى موسى و يوسف از فارسى به عربى ترجمه كرده باشند و حتى نام آنها هم به ما نرسيده است .
حسن پسر سهل
ديگر از مترجمان حسن پسر سهل پسر عبد الله سرخسى است كه مأمون پس از قتل برادرش فضل او را به وزارت برگزيد ، و سپس دختر او پوران را به زنى گرفت ، و شكوه و