اين منطقه همچنان نام و قلمرو سابق خود را حفظ كرده بوده .
ياقوت در وصف ميشان گويد : « ميسان كورهء ( - استان ) پهناورى است داراى روستاها و نخلستانهاى بسيار ، در ميان بصره و واسط ، و قبر عزير پيغمبر در آنجاست . . . « 1 » » و بلاذرى هم در روايتى از على بن محمد مدائنى نقل كرده كه گفت : « مردم ، ميشان و دشت ميشان و فرات و ابرقباد همه را ميشان مىگفتند » « 2 » .
هنگامى هم كه خليفه عمر در تدارك حمله به ايران ، عتبة بن غزوان را به اين منطقه مىفرستاد ، به او گفت : « حيره گشوده شد تو اكنون به ناحيهء بصره برو و مردم فارس و اهواز و ميشان را مشغول دار و آنها را از كمك به برادرانشان باز دار » « 3 » كه از آن چنين برمىآيد كه ميشان همچنان در اذهان مردم سرزمين وسيعى را در اين منطقه دربر مىگرفته كموبيش همسنگ فارس و خوزستان بوده ولى چون اين منطقه در تشكيلات ديوانى ساسانى به نام استان بهمن اردشير خوانده شده ميشان جزئى از آن گرديده و ياقوت در وصف آن گفته : « بهمن اردشير استان گستردهاى است ميان واسط و بصره و از آن است ميشان و مذار . اين استان را فرات بصره هم مىنامند و بصره هم از اين استان به شمار مىرود » « 4 » .
مذار
مركز ميشان يا به تعبير جغرافىنويسان اسلامى قصبهء آن شهرى بوده است كه نام آن در كتابهاى عربى به صورت مذار آمده . دربارهء اين نام تنها اين را مىدانيم كه عربى نيست و به قول ياقوت عجمى است « 5 » بىآنكه بدانيم آيا در اصل هم به همين صورت بوده يا شكل كنونى صورت عربى شدهء آن است . محل آن را در فاصله چهار روز از بصره نوشتهاند ، و چون مركز ميشان بوده غالبا از آن به ميشان هم تعبير مىشده . بنابراين هرجا از ميشان شهر و قصبه اراده شده باشد ، نه طسوج و استان ، مراد همين شهر مذار است . اينجا از قديم و در دوران ساسانى شهرى آباد و معتبر و زيستگاه مرزبان اين ناحيه بوده ، يكى از پنج كرسى مطرانى مسيحيان
هامش
( 1 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، ص 4 / 715 .
( 2 ) . بلاذرى ، فتوح 422 .
( 3 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، ص 1 / 638 .
( 4 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، ص 2 / 323 .
( 5 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، ص 4 / 468 در مذار .