ايرانشهر در منابع قديم : اوستا ، بندهش ، مقدمهء قديم شاهنامه
ايرانشهر به دو صورت در منابع قديم ايرانى آمده يكى از نظر وضع آن در مجموعهء جهانى و ديگر از نظر تقسيمات كشورى و وصف شهرها و سرزمينهاى آن . در مورد نخست در منابع ايرانى كشور ايرانشهر در دايرهء مركزى جهان قرار دارد كه شش كشور ديگر به شكل شش دايره دورتادور آن را گرفته و بدان پيوستهاند . سرچشمهء اصلى اين تقسيم كه اساس تقسيم جهان به هفت كشور يا هفت اقليم شده از اوستا است ، صورت كاملى از اين تقسيم به جز در اوستا كه ترجمهء خوب و رسائى از آن به زبان فارسى از استاد فقيد ابراهيم پورداود در دست است ، در دو مأخذ قديمى ايرانى ديگر نيز هست يكى در كتاب بندهش كه از آنهم به همت دكتر مهرداد بهار ، ترجمهاى به فارسى آنهم خوب و رسا با يادداشتهائى مفيد در دست است « 1 » ، و ديگرى در مقدمهء قديم شاهنامه كه از آنهم با تحقيقات عالمانه علامه فقيد محمد قزوينى نسخه خوب و قابل استفادهاى به چاپ رسيده است « 2 » .
نام شش كشورى كه گرداگرد ايرانشهر را گرفتهاند در اين مأخذها تفاوت خيلى كمى باهم دارند : در مقدمهء قديم شاهنامه كه قديمترين متن فارسى است كه
هامش
( 1 ) . بندهش ، فرنبغ دادگى ، گزارنده مهرداد بهار ، تهران انتشارات توس ، 1369 .
در پيشگفتار اين كتاب ، گزارنده شرح سودمندى دربارهء نسخههاى مختلف و متعدد بندهش و ترجمههاى جزئى يا كلى آن به زبانهاى مختلف غربى و شرقى آورده و در پايان آن ترجمهء خود را بدينگونه معرفى كرده است : « اين ترجمه كه خوب يا بد محصول بيش از بيست سال كار پيوستهء نگارنده بر كتاب بندهش ايرانى و هندى است ؛ چنانچه قبلا ياد شد ، براساس بررسى و تطبيق سه دستنويسTD 1وTD 2وDHفراهم آمده است ، و متكى به ترجمهء انگلساريا ، يادداشتهاى استاد بيلى و ترجمههاى كوتاه هنينگ و زنر از بخشهائى از بندهش است . » ص 10 پيشگفتار .
( 2 ) . در « گزارش كنگره فردوسى در 1313 هجرى خورشيدى » انتشارات وزارت فرهنگ به نام هزارهء فردوسى ، تهران ، 1322 هجرى خورشيدى .