بود ولى اكنون اين دير به تنهايى در وسط صحرا باقى مانده در نزديكى دير ديگرى به نام دير قنّى » « 1 » .
دير العاقول هم مانند بيشتر ديرهاى مسيحيان كه در محلهاى خوشآبوهوا و آباد و خرم بنا مىشده محل تفريح و تفرّج بوده و در دورههاى اسلامى هم نام آن در اشعار عربى به همينگونه برده شده و از آن جمله اشعارى است كه ياقوت در وصف آن از شاعرى خوشگذران نقل كرده است كه چون بازگوكنندهء وضع آنجا در روزگاران قديم و شادابى و خرّمى آنجا و دير ديگرى است كه به نام دير قنّى پيش از اين ذكر آن گذشت . در اينجا هم نقل مىشود :
فيك دير العاقول ضيّعت ايّا * مى بلهو و حثّ شرب و طرف
و نداماى كلّ حرّ كريم * حسن دلّه به شكل و ظرف
بعد ماقد نعمت فى دير قنّى * معهم قاصفين احسن قصف
بين ذين الدّيرين جنّة دنيا * و صفها زائد على كلّ وصف
حاصل معنى آنكه : در تو اى دير العاقول من عمر خود را با همنشينانى آزاده و نژاده و نيكوخصال ، در خوشگذرانى و بادهگسارى از دست دادم ، و اين پس از روزگارانى بود كه با آنها در دير قنّى بهترين مجالس انس و الفت و نوشخوارى را گذرانده بوديم . بهشت دنيا در ميان اين دو دير بود كه وصف آن برتر از هر وصفى است .
شهر دير العاقول در زمان ياقوت ويران شده بود ولى در زمان ابن رسته كه هنوز نهروان از بين نرفته بود و اينجا منطقهاى آباد بود شهر دير العاقول هم يكى از شهرهاى معتبر كنار دجله و از بندرگاههاى مهم اين رود به شمار مىرفته . وى گويد : در دير العاقول مسجد جامع و بازارها و راهدارى است « 2 » . اينجا مركز كارواندارها است و در همينجا بر روى دجله بندهايى براى متوقف ساختن
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ، در دير العاقول ، 2 / 976 .
( 2 ) . آنچه در اينجا راهدارى ترجمه شد در متن عربى « المأصر » است . مأصر چوب يا مانعى بوده است كه در راهها و يا رودها مىگذاردهاند تا كشتيها و كاروانها را متوقف سازند و از آنها دهيك ( در عربى عشور ) كه امروز به نام عوارض يا گمرك خوانده مىشود وصول كنند .