زمان هم خرابههاى قصر خسرو دوم و قلعهء زمان وى نمايان است » « 1 » .
در شاهنامه از كارهاى قباد پدر انوشروان پس از بازگشتش از هيتال بناى شهرى ياد شده است كه آن را در فارسى اران و ( در برخى نسخهها ارش ) مىخواندهاند و عربها هم آن را در زمان وى حلوان مىخواندهاند ، ولى محل آن شهر را در جايى نشان مىدهد كه با محل اين حلوان كه مركز استان شادفيروز بوده نمىخواند . ابياتى كه در آنها اين مطلب آمده اينها هستند :
ز اهواز تا پارس يك شارسان * بكرد و برآورد بيمارسان
اران ( خ . ل ارش ) خواند آن شارسان را قباد * كه تازى كنون نام حلوان نهاد « 2 »
اين شهرستان مورد سخن در اين ابيات بين اهواز تا پارس بوده و مىتوان انگاشت كه واژهء بيمارسان ( - بيمارستان ) هم در بيت اول اشارهاى به بيمارستان جندىشاپور باشد كه در همين منطقه بوده ولى در اين منطقه جائى به نام حلوان شناخته نيست ، يا ما نمىشناسيم . شايد در اين دو بيت حذف و تحريفى روى داده باشد كه روزى با تصحيح آن بتوان به معنى درست آن دست يافت .
* * * درباره آنچه در نوشته ابن خردادبه در مورد خراج ابو ابجمعى حلوان آمده و پيش از اين بدان اشاره شد يكى دو مطلب درخور ذكر مىنمايد ؛ نخست آنكه ابن خردادبه خراج حلوان را با مردمى كه آنها را جابارقه خوانده و با كردهاى آنجا همه را يكجا نوشته كه مجموعا يك ميليون و هشتصد هزار درهم نقره
هامش
( 1 ) . جغرافياى تاريخى ايران ، تأليف استاد و . بارتولد ، ترجمهء فارسى از حمزه سردادور ( طالبزاده ) چاپ اول ، تهران بهمن 1308 ، ص 252 .
( 2 ) . شاهنامه چاپ بروخيم ، به تصحيح سعيد نفيسى ج 7 ص 2299 .
در نسخهاى ديگر اين دو بيت چنين آمده :برآورد در پارس يك شارسان * بگردون برآورد بيمارسان
ارش خواند آن شارسان را قباد * كه تازى كنون نام حلوان نهاد