درآمد و پشت مدافعان خالى گرديد ، ايرانيان هم كه تا آن زمان در آنجا پايدارى مىكردند چشمهها را كور كردند و آنجا را ترك گفتند « 1 » .
عين الصّيد
بلاذرى يكى ديگر از اين چشمهها را عين الصّيد خوانده ، و نوشته است كه چون ماهى زياد داشته آن را به اين نام خواندهاند . و نقل كرده كه اين عين الصّيد يكى از آن چشمهها بوده كه كور شده بود و هنگامى كه يكى از مسلمانان از آنجا مىگذشت پاى اسبش در آن فرو رفت و او از اسب به زير آمد و آنجا را كند و چون آب نمايان گرديد گروهى را گرد آورد تا او را در پاك كردن چشمه يارى دادند و چشمه به حال نخست بازگشت « 2 » .
از اين چشمه در برخى از رويدادهاى تاريخى اين دوران هم نامى برده شده و از آنجمله در صلح ميان امام حسن بن على ( ع ) و معاويه است كه عين الصّيد هم يكى از جاهائى بوده كه طبق قرارداد از سوى معاويه به امام حسن ( ع ) واگذار شده بوده « 3 » . اين چشمه بعدها از آن عيسى بن على عموى منصور خليفه عباسى گرديد .
عيسى آن را از فرزندان حسن بن حسن بن على ( ع ) خريده بود ، زيرا امّ كلثوم دختر حسن بن حسن بن على ( ع ) در خانهء عيسى بن على بود « 4 » .
عين الرّحبة
نام اين چشمه كه در عربى عين الرّحبة « 5 » خوانده شده به مناسبت نخلستانى كه يكى از حاجيان كرمانى در آنجا بوجود آورده بوده و بر سر راه « عذيب » و مسير حجّاج قرار داشته و ظاهرا نخلستانى معروف بوده است ، در تاريخ برده
هامش
( 1 ) - فتوح البلدان ، 365 .
( 2 ) - فتوح ، 366 .
( 3 ) - فتوح ، 366 .
( 4 ) - فتوح ، 366 .
( 5 ) - شايد اين عين الرحبه همان باشد كه بلاذرى در آغاز ذكر عيون الطّف از آن به نام الرّهيمه ياد كرده : قالوا : « كانت عيون الطّف مثل عين الصّيد و القطقطانه و الرّهيمه و عين جمل و ذواتها للموكلين بالمسالح التى و راء السواد » ( فتوح ، 365 ) .