تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
اعتماد الدوله شده مورد نوازش و مرحمت شاهانه آمد و ميرزا نصر اللّه صدر الممالك را در قم گيرانيده و آغا بهرام خواجه را در دارالخلافه بىاختيار ساخته هردو را محبوسا به كرمانشاهان فرستادند و به هيچ كس از امرا و اعيان كه احتمال‌انگيز اين فتنه از ايشان مىرفت از غايت عقل دورانديش متعرض نشده صلاح دولتى را در فراموش نمودن اين مسئله دانستند . الحمد للّه رب العالمين كه پادشاهى عدالت‌گستر سايه بر فرق اهالى ايران انداخته و وزيرى چنين براى نظم ممالك و رفاه حال جهانيان تعيين فرموده خداوند به فضل و رحمت خود اين پادشاه را برقرار و مستدام دارد و جهانيان را از فيض وجودش برخوردار فرمايد به محمد و آله الامجاد .

حكايت

در اين ايام فترت كه تغيير در امور و رجال دولت به هم رسيد و سررشتهء دولت گذشته از دست رفته اساس ديگر به پاى كار آمد شاهزاده سيف اللّه ميرزا از طرف دولت عليه حاكم ملاير و تويسركان گشته ميرزا رضا قلى خان تويسركانى كه در كوچه‌هاى سرگردانى و حيرانى در دارالخلافهء تهران هشت سال بود كه بىسر و سامان مىگشت به انداختن دام تزوير و حيله فرصت يافته به خدمت شاهزاده سيف اللّه ميرزا خود را رسانده به رنگ دولتخواهان خود را جلوه دادن آغاز نمود ، شاهزاده بىخبر از خصايص ميرزاى مشاراليه به او اعتماد نموده از دارالخلافه او را برداشته روانهء ملاير و تويسركان شدند . در بين راه اول زمزمه‌اى كه در خدمت شاهزاده ساز نمود و اول دولتخواهى كه در كار ايشان بنياد و آغاز نهاد آن بود كه شما بايد با جهانگير ميرزا و برادرانش كه تمكين شما را نخواهند كرد بدسلوكى آغاز نماييد و ميرزا رضا قلى مىدانست كه در ولايت دشمن بسيار دارد و مردم از شرارت او ترسانند و تمكين تسلط او را نخواهند كرد . اين مقدمات را در خدمت شاهزاده حاكم مىچيد كه اگر از اهل ولايت صدايى بيرون آيد به گردن اين دعاگو اندازد تا آن‌كه به ملاير رسيده چون مردى چاپلوس و فريبنده است و در اول مرحلهء نوكرى در نظر صاحب‌كار خود را چنان مىنمايد كه در راه