همايون به تعجيل تشريففرما شده مخدومى ميرزا محمد تقى خان را به آذربايجان مراجعت دهند پادشاه جمجاه اين فضولى را از آن فضولان خودپسند نپسنديده بودند در ورود دارالخلافه ميرزا ابراهيم را به چوبكارى سياست عبرة للسايرين تنبيه فرموده محبوسا به قلعهء اردبيل فرستادند لهذا خيالات آن جمع بالكليه از خاطرشان محو شده به فكر رفع تقصيرات خود افتادند و جناب اتابيك اعظيم و صدر مكرم به قوت التفات پادشاهى به استقلال تمام در چار بالش منصب وزارت ايران تكيه زده به فكر انتظام مملكت خراسان افتاده اولا سليمان خان افشار را براى استحضار از حقيقت امر خراسان با نوشتجات پيش حسن خان فرستادند و نور محمد خان برادر اللّه يار خان را نيز از عقب او روانه ساختند ، باوجود اينكه به زمستان چندان نمانده بود به تدارك تهيهء سفر لشكريان به سمت خراسان مشغول شدند و حاجى ميرزا آقاسى را كه در حضرت شاهزاده عبد العظيم به بست نشسته بود چون مردى پير و ملا بود او را اطمينان خاطر داده از شاهزاده عبد العظيم به كربلاى معلايش روانه كردند ، او نيز سلامتى را غنيمت شمرده روانهء عتبات عاليات شد و بعد از نه ماه توقف در كربلاى معلى وفات يافت .
ذكر حركت لشكر منصور با اميرزاده سلطان مراد ميرزا به ريشسفيدى اسكندر خان قاچار به مملكت خراسان و فتح ولايت ترشيز و بعضى از احوالات حمزه ميرزا تا آخر ايام زمستان
چون جلوس همايون در دارالخلافه واقع شد قريب پنجاه روز بود كه از اميرزاده حمزه ميرزا و لشكر خراسان اصلا خبرى نمىرسيد و كيفيت آن سامان معلوم نبود رأى پادشاه جهان بر آن قرار گرفت كه لشكرى آراسته مأمور ولايت خراسان فرمايند ، به جناب اتابك اعظم و صدر مكرم اشاره به انجام اين رأى فرمودند و در مدت چهارده روز توقف دارالخلافه جناب اتابيك اعظم تدارك هشت هزار نفر لشكر نظام را ديده و هجده عراده توپ با همهء اسباب و قورخانه مهيا ساخته پادشاه جهان در روز چهارم ماه ذى الحجه كه پانزده روز از ورود همايون گذشته بود به خارج شهر تشريف برده سان لشكر قيامت اثر را از نظر پادشاه جهان گذرانيده و اميرزاده سلطان مراد ميرزا را به